أسرار آل محمد عليهم السلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٠٨ - اشكال تكلم محمد بن ابى بكر با پدرش و جواب آن
بعد از شهادت محمد بن ابى بكر در مصر، سليم با امير المؤمنين عليه السّلام ملاقات كرد و آنچه محمد بن ابى بكر گفته بود به آن حضرت خبر داد، و حضرت فرمود: «محمد راست گفته است خدا او را رحمت كند».
اين بود خلاصه واقعهاى كه سليم در حديث ٣٧ نقل كرده، و بسيار مناسب است خواننده گرامى يك بار عين حديث را در متن كتاب بدقّت مطالعه كند تا آنچه بعد از اين در جواب اشكال گفته مىشود روشنتر باشد.
در متن اين حديث قرائن بسيارى بر صدق وجود دارد، همان طور كه مؤيّداتى در كتب حديث و تاريخ هست كه ذيلا ذكر مىشود:
الف. قرائنى از متن حديث كه دلالت بر دقت سليم در نقل اين حديث مىنمايد و راه هر گونه تحريف و خلط را مسدود مىكند:
١. آنچه محمد بن ابى بكر از قول پدرش نقل كرده با آنچه ديگران از چهار نفر ديگر نقل كردهاند تطابق كامل دارد.
٢. محمد بن ابى بكر تمام جزئيات قضيّه را نقل مىكند، حتّى سخنان عمر و عايشه و برادرش عبد الرحمن را، و اينكه آنان براى وضو خارج شدند و دوباره برگشتند. و اين نشان مىدهد كه در مقام نقل يك واقعه مفصل است و مسأله بر سر يك كلمه نيست كه با تغيير آن بخواهيم مشكلى را حل كنيم.
٣. محمد بن ابى بكر تصريح مىكند كه عمر و عايشه و عبد الرحمن هنگامى به خانه بازگشتند كه او چشمان ابو بكر را بسته بود، و آنان از او پرسيدند كه بعد از خروجشان ابو بكر چه گفته است.
٤. محمد بن ابى بكر با دقّت آنچه او به تنهايى شنيده را جدا از آنچه همراه عمر و عايشه و عبد الرحمن شنيده نقل مىكند.
٥. امير المؤمنين عليه السّلام سخن محمد بن ابى بكر را تصديق مىفرمايد و آن را به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مستند مىنمايد.
٦. محمد بن ابى بكر از اينكه امير المؤمنين عليه السّلام از آنچه در مجلس خصوصى او با پدرش گفتگو شده و اتفاق افتاده خبر مىدهد، تعجب مىنمايد و آن را بعنوان يكى از