ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٥٩
خطائى نيست.
و علاوه بر اين، در جمله: وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ، نمىفرمايد: أوْحَيْنَآ إلَيْهِمْ أنِ افْعَلُوا الْخَيْرَاتِ، اينكه كارهاى خوب را بجا بياوريد، يا إقامه نماز كنيد؛ بلكه نفس فعلِ خيرات را ما به آنها وحى كرديم؛ نماز را به آنها وحى كرديم؛ زكوة را به آنها وحى كرديم؛ يعنى وجودشان مصداق براى نماز و زكوة است.
و اين آيه بعد از ذكر حضرت إبراهيم: فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً[١] و قولهم: حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ[٢] كه گفتند: حضرت إبراهيم را بكشيد و آتش بزنيد، آلهه شما را تِكّه تِكّه و قطعه قطعه كرده است، و نيز بعد از ذكر حضرت لوط و حضرت إسحق و يعقوب عليهم السّلام كه خداوند آنها را بعنوان نافله به حضرت إبراهيم عنايت كرد، آمده است و مىفرمايد: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا. بنابراين ضمير «هُمْ» بر مىگردد به همين أنبيائى كه ذكر شده است.
و اين هدايتِ به أمر، همان علم حضورى است. و كسى كه خداوند او را از عالمِ أمر هدايت بكند، ديگر از علوم اكتسابى و أهواء و آراء و نيّات و أباطيل مردم كه در آن حقّ و باطل از همديگر جدا نشده و علم، علمِ صِرف و خالص نگرديده است، بى نياز خواهد بود. و اينان از اين عالم به عالم أمر، كه أمر پروردگار است هدايت مىشوند، و در آنجا هيچ شائبه بطلان و زَلَل و اشتباهى نيست.
و نيز به مثابه آيه ديگر از قرآن است كه مىفرمايد: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ[٣]
«ما از ميان آنها أئمّهاى را قرار داديم كه به أمر ما هدايت مىكنند، به علّت
[١] - صدر آيه ٥٨، از سوره ٢١: الانبيآء
[٢] - قسمتى از آيه ٦٨، از سوره ٢١: الانبيآء
[٣] - آيه ٢٤، از سوره ٣٢: السّجدة