ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٧٢
تا اينكه أيضاً ميفرمايد: در «مجمع البيان» گويد: و روايت است كه رسول أكرم صلَّى الله عليه و آله از گرفتن فديه ناخوشايند بود؛ بحدّى كه سعد بن معاذ آثار كراهت را در سيمايش مشاهده كرد و گفت: اى رسول خدا! اين أوّلين جنگى است كه ما بر خورد با طائفه مشركين نمودهايم؛ و كثرت كشتار در نزد من محبوبتر است از نگهدارى آن مردان. و عُمر بن خطّاب گفت: اى رسول خدا! اين قوم ترا تكذيب نمودند، و إخراج كردند، يكايك آنها را جلو بياور و گردن بزن! و علىّ را بر عقيل بگمار تا او را گردن زند! و مرا بر فلان بگمار تا گردنش را بزنم؛ بعلّت آنكه اينها پيشوايان و أئمّه كفر مىباشند.
أبو بكر گفت: اى رسول خدا! آنها أهل تو و قوم تو مىباشند. براى آنان ترقّب و انتظارى در نظر بدار؛ و ايشان را باقى بدار؛ و از آنها فديه بگير؛ تا ما بدين وسيله عليه كفّار نيرو يابيم!
ابن زيد گفت: رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: لَو نَزَلَ عَذَابٌ مِن السَّمآء مَا نَجَا مِنْكُمْ أَحَدٌ غَيْرُ عُمَرَ وَ سَعْدِبنِ مُعَاذٍ.
تا آنكه ميفرمايد: عبّاس را نزد رسول خدا آوردند، به او گفته شد: براى رهائى خودت و رهائى دو پسران برادرت فديه بده! گفت: اى محمّد! تو ميخواهى من گدا شوم و در معيشت خود دست بسوى قريش دراز كنم!
رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: أَعْطِ مِمَّا خَلَّفْتَ عِنْدَ أُمِّ الْفَضْلِ وَ قُلْتَ لَهَا: إنْ أَصَابَنِى شَىْءٌ فِى وَجْهِى فَأَنْفِقِيهِ عَلَى وُلْدِكِ وَ نَفْسِكِ. «فديهات را بده از آنچه را كه در نزد امّ الفضل نهادى و به او گفتى: اگر من مورد إصابت قرار گيرم اين را در راه فرزندانت و خودت إنفاق كن!»
عبّاس گفت: يَا ابْنَ أَخِى مَنْ أَخْبَرَكَ بِهَذَا؟! «اى پسر برادرم، اين داستان را چه كسى بتو گفت؟!»
رسول خدا گفت: أتَانِى بِهِ جَبْرَئِيل. «اين مطلب را جبرائيل بمن گفته است.»