ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٦٩
اينكه: سنّت جاريه در ميان پيغمبران گذشته عليهم السّلام اين بوده است كه: چون با دشمنانشان جنگ مىكردند و ظفر مىيافتند، جزا و پاداششان را كشتن قرار ميدادند تا بدين وسيله ديگران عبرت گيرند؛ و از محاربه خدا و رسول او دست بردارند.
آنان تا زمين را از خون انباشته نمىنمودند و دينشان را ميان مردم مستقرّ نمىكردند أسير نمىگرفتند. فلهذا أسير گرفتن پس از اين مقصود براى آنان مانعى نداشت كه بدنبال آن يا منّت گذارند و آزاد كنند، و يا فديه بگيرند؛ همچنانكه خداوند پس از آنكه أمر إسلام بالا گرفت و در حجاز و يمن استقرار يافت به سوى پيغمبرش صلَّى الله عليه و آله وحى فرستاد كه:
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً[١] «پس چون شما با آنانكه كافر شدهاند برخورد و تلاقى نموديد، بايد گردنشان را بزنيد؛ تا زمانيكه خون بسيار از آنها ريختيد؛ در اينصورت آنها را محكم ببنديد كه در پيرو آن يا منّت گذارده آزاد مىنمائيد، و يا رها كرده و فديه مىگيريد!»
عتاب و مؤاخذه بنا بر سياق آيه أوّل فقط بر گرفتن أسيران است؛ چنانكه شاهد بر گفتار ما قوله تعالى است در آيه دوّم: لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ؛ يعنى در أسير گرفتن شما. زيرا در هنگام نزول اين آيات، مسلمين أسير گرفتند نه فديه. و عتاب و مؤاخذه بر مباح شمردن فديه و يا أخذ فديه نيست؛ چنانكه بعضى احتمال دادهاند.
تا اينكه ميفرمايند: مسلمين از پيامبر خواستند تا غنائم را به آنها بدهد، و عوض أسيران براى آنان فديه بگيرد؛ لهذا خداوند آنها را رأساً درباره أسيران مورد عتاب قرار داد، و سپس فداء در برابر أسيران را مباح كرد. نه آنكه پيغمبر با
[١] - صدر آيه ٤، از سوره ٤٧: محمّد