ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١١٥
است و در حال سفر دو ركعت؛ پس موضوع دو تاست. در ماه رمضان كسيكه حاضر است، واجب است روزه بگيرد و كسيكه در سفر است بايد روزه نگيرد. در اينجا نيز موضوع دو تاست؛ و بواسطه تبدّل موضوع، حكم نيز متبدّل مىشود؛ نه اينكه دو حكم مخالف، بر موضوع واحد تعلّق گيرد. و در حقيقت، صورتِ استثناء است، زيرا كه استثناء، به تبدّل موضوع بر مىگردد؛ گرچه إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ در اينجا به عنوان استثناء آمده است، وليكن در حقيقت، موضوع متبدّل شده و ملاك تكليف تفاوت كرده است. مكلّف دو ملاك دارد: يك ملاك در حال اضطرار، و يك ملاك در حال غير اضطرار. و بر حسب اين دو ملاك، دو حكم مختلف بر او بار است.
روزه بر شخص حاضر واجب، و بر مسافر حرام است: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ[١]، تا مىرسد به: فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ[٢] «هر كدام از شما كه مريض يا در حال سفر بود بايد به تعداد روزههائى كه در ماه رمضان خورده است، قَضا كند.» حال، اگر رسول خدا در سفر به إنسان أمر كرد: روزهات را بخور، نبايد بگوئيم: اين أمر ولائى او بر خلاف ممشاى كتاب مىباشد؛ بلكه اين، حكمِ شخص إنسان را بواسطه تبدّل موضوع بيان مىكند.
كما اينكه در جنگ بدر كه در ماه رمضان واقع شد، و رسول خدا با أصحاب تشريف بردند، و آيه نازل شد كه در سفر بايد روزه خورده شود، و پيغمبر فرمود: بايد روزه خود را إفطار كنيد، بسيارى از أفراد، إفطارنكردند، و پيغمبر فرمودند: يَا مَعْشَرَ الْعُصَاةِ! إنِّى مُفْطِرٌ فَأَفْطِروُا! «اى گروه گنهكاران! من إفطار كردم، شما هم إفطار كنيد!»
اين يكى از مواردى بود كه ممكن است معصوم به إنسان أمرى بكند، و
[١] - صدر آيه ١٨٣، از سوره ٢: البقرة
[٢] - قسمتى از آيه ١٨٤، از سوره ٢: البقرة