ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٧٤
الوجوه دين را وسيله دنيا قرار ندادهاند؛ به نعمتهاى خدا استظهار بر عباد او نكرده، و با حجّتهاى إلهى عليه أوليائش نتاختهاند؛ بصيرت در أحْناء حقّ داشتهاند، و منهوم به لذّت و شهوت نبوده، و مُغرَم به ادّخار و جمع مال نيستند! أمّا كجا هستند؟! چند نفر هستند؟! آن كسانى كه قلبشان به نور پروردگار روشن شده است، كجا هستند؟! «لَا تَخْلُو الارْضُ» زمين خالى نخواهد بود از چنين أفرادى كه با حُجَج إلهيّه بر سر پا ايستاده باشند، و براى خدا كار كنند.
إمَّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا أَوْ خَآئِفًا مَغْمُورًا. «يا ظاهر است و در ميان مردم شهرت دارد و مردم او را مىشناسند؛ يا خائف است و ترسان و مغمور و مستور. علمش را بر مَلا نمىكند؛ و در ميان مردم خود را نشان نميدهد.» زمين از چنين أفرادى: إمَّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا أَوْ خَآئِفًا مَغْمُورًا، خالى نيست. چرا؟
لِئَلا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَهِ وَ بَيِّنَاتُهُ. «براى اينكه حُجج إلهيّه و بيّنات خداوند باطل نگردند.» اگر اينها نباشند، بكلّى در روى زمين حجّت نيست و تمام أفراد مردم در روز قيامت بر خدا حكومت مىكنند و مىگويند: مطلب به ما نرسيد؛ زيرا يك حجّت هم در روى زمين نبود كه ما بتوانيم به او دسترسى پيدا كنيم.
و أمّا اگر فى الجمله بعضى از اين أفراد در روى زمين باشند، خداوند بر همه آنها حجّت دارد و مىفرمايد: چرا در روى زمين به سراغ حجّتهاى ما نرفتى و از آنها پيروى و استفاده ننمودى؟! پس اگر اين أفراد نباشند، حجّت و بيّنه پروردگار باطل مىشود. لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيّنَةٍ وَ يَحْيَى مَنْ حَىَّ عَن بَيّنَة از بين ميرود[١]
وَ كَمْ ذَا؟ وَ أَيْنَ أُولَئِكَ؟! «أمّا اينها چند نفر هستند و آن أفراد كجا هستند؟!»
أُولَئِكَ وَ اللَهِ الاقَلُّونَ عَدَدًا؛ وَ الاعْظَمُونَ قَدْرًا؛ يَحْفَظُ اللَهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ
[١] - قسمتى از آيه ٤٢، از سوره ٨: الانفال