ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٢٤
او برادر شوهر يا پسر عموى من، يا دوست پدرم يا ... مىباشد، در صورتى كه خدا لعنت كرده سفرهاى را كه در آن زن با مرد أجنبى نشسته و اينطور اختلاط پيدا كنند، و با همديگر غذا خورده و مذاكره و خودنمائى نمايند.
حال اگر شما در اين أمر با زن مشورت كنيد كه آيا من اينها را در اطاق عليحده ببرم يا با هم در يك جا بنشينيم؟! مىگويد: آقا جان بنشينيم! مگر بيكاريد؟! به او بر مىخورد و چنين و چنان.
أبداً در اين امور مشورت نكنيد. درب خانه را ببنديد! يا زن و مرد أجنبى را راه ندهيد، يا اگر راه داديد، مرد را در اطاق بيرونى خودتان پذيرائى نمائيد؛ و مخدرّه هم بايد در اندرونى، توسّط زن پذيرائى بشود. و إلّا فساد است، فساد!! و آتش خانمانسوز. و زنهايتان به أعمال ناشايستى مبتلا ميشوند كه خودتان هم خبر نداريد!! مىگوئيد: به به! زنِ من أهل اين حرفها نيست؛ عيال من معصوم است، و چنين و چنان؛ و خبر نداريد كه كلاه بر سرتان فرو رفته، و تا كمر آمده؛ و خودتان نميدانيد قضايا از چه قرار است. در اين صورت بايد حتماً با زنان مخالفت كرد.
در سابق الايّام منازل دو قسمت مستقلّ و جداگانهاى (بيرونى و اندرونى) داشت؛ و بعضاً داراى دو در بود. واردينِ مرد در بيرونى پذيرائى مىشدند؛ و زنان در اندرون. اگر ماهها هم بدين منوال ميگذشت، أبداً تماسّى نبود. زن در كمال استراحت، مشغول به وظايف خود، در اندرون به سر ميبرد؛ و مرد نيز با كمال وَقار و متانت در بيرونى بكار خود مىپرداخت. أمّا از وقتى كه نقشههاى ساختمانها را از بلاد كفر آوردند، و اطاقها همه در يكجا با دستشوئى و مَطبخ واحد و مشترك قرار گرفت، و داشتن إشراف بر خانه همسايه، و جاى دادن زنان را در غرفهها و طبقات فوقانى همچون مردان متداول شد، ديگر أمر اختلاط زن و مرد، و تداخل فيما بينهم، مثل تداخل بيوت و اطاقها أمرى مرسوم و رائج گشت.