ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٤٧
بدون والى بماند، يا اينكه والى بفرستد و آن والى هم در بعضى از امور اشتباه كند، البتّه فرستادن آن والى كه در بعضى از امور اشتباه مىكند بهتر است تا اينكه أصلًا والى نفرستد و مردم را بدون والى و سرپرست بگذارد.
حال چه إشكالى دارد كه ما در آيه: أُوْلِى الامرْ، همين را قائل شويم و بگوئيم كه در: أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ، خدا مىگويد: از اين صاحبان أمر خودتان (مثل أفرادى كه رسول خدا، يا أمير المؤمنين عليهما السّلام بعنوان فرمانده در جنگها، يا بعنوان استاندار به شهرها مىفرستادند) از اينها هم إطاعت كنيد، اينها واجب الإطاعه باشند؟! زيرا آن مصلحتى كه أصل جعل آنها در بردارد، آنقدر زياد است كه بر مفسده خطائى كه أحياناً بعضى اوقات از آنها سر بزند غالب مىشود. پس چه إشكال دارد كه ما بگوئيم: اولى الامر معصوم نيستند! بلكه همين أفرادى هستند كه صاحبان أمر هستند؛ و در عرف و عادت هم شما به آنها صاحب الامر مىگوئيد؟
جواب اين است: اين تصوّر شما فى حدّ نفسِه و در مقام ثبوت و فرضيّه، إشكالى ندارد (كه پيغمبر أكرم چنين كارى بكند؛ و براى آن مصلحت، شخص غير معصومى را بگمارد؛ و البتّه آن شخص صد در صد نسبت به بقيّه أفراد از همه بهتر است، ولى معصوم نيست؛ و خطا هم از او سر مىزند.) و ليكن صحبت ما در مقام تصوّر و إمكان و ثبوت نيست؛ بلكه سخن در ظهور آيه است. آيه ظهور دارد در اينكه شما از اولى الامر بايد تبعيّت كنيد؛ و اينها عصمت دارند؛ زيرا آيه شريفه به سبك و سياق واحد، إطاعت خدا و رسول خدا و اولى الامر را واجب مىكند؛ و همانطورى كه در إطاعت پروردگار و رسول خدا حتماً عصمت هست، بر همان أساس هم إطاعت اولى الامر را واجب كرده است؛ و آيه ظاهر در اين است.
پس آيه مىگويد: از أُولوا الامر بايد إطاعت كنيد، چون اينها معصومند؛ و بحث ما اينك در ظهور و مُفاد آيه است؛ حالا امكان داشته باشد كه عنوان