ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٥٨
«أبو خديجه در اين روايت مىفرمايد: حضرت صادق عليه السّلام مرا به عنوان رسالت و رساندن پيغام به سوى أصحاب ما (جماعت شيعه) فرستادند كه به آنها بگو: اگر در ميان شما خصومتى واقع شود؛ أَوْ تَدَارَى (تَدَارَأَ: أى دَفَعَ بَعْضُكُمْ بَعضًا) يا اگر در ميان شما نزاع و تدافعى در خصومت پيدا شد كه: دَفَعَ بَعضُكُم بَعضًا؛ مبادا در اين أخذ و عطائى كه شما ميخواهيد بكنيد و حقّ خود را بگيريد، به سوى يكى از اين جماعت فُسّاق تحاكُم كنيد! (به اين فسّاق مراجعه نكنيد!) بلكه بين خودتان مردى را از آن كسانى كه حلال و حرام ما را مىداند، حَكَمقرار بدهيد؛ كه من او را ميان شما قاضى قرار دادم. و مبادا اينكه بعضى از شما با بعضِ ديگر مخاصمه كنيد و به نزد سلطان جائر برويد!»
اين روايت را مرحوم كَنى در كتاب «قضاء[١]» و همچنين قسمتى از آنرا مرحوم نراقى در «مستند» آورده است[٢]، أمّا مرحوم كنى بجاى «أَوْ تَدَارَى بَيْنَكُمْ فِى شىْءٍ» «تَرَادَى» ضبط نموده، كه به معنى گفتگوى در كلام است[٣] يعنى اگر اختلافى در ميان گفتار شما پيدا شد، مبادا شما به سلطان جائر مراجعه كنيد.
اين دو روايت را صاحب «مستند» نقل كرده است، و هر دو را هم از روايات صِحاح شمرده و سپس فرموده است
: وَ وَصْفُ الرِّوايَتَيْنِ بِعَدَمِ الصِّحَّةِ- مَعَ أنَّهُ غَيْرُ ضآئِرٍ عِنْدَنا مَعَ وُجُودِهِما فى الاصُولِ الْمُعْتَبَرَةِ، وَ انْجِبارِهِما بالإجْماعِ الْمُحَقَّقِ وَ الْمَحْكىِّ مُسْتَفِيضًا وَ فِى «الْمَسالِكِ»: إنَّهُما وَ الْمَقْبولَةَ الآتِيَةَ مُشْتَهَرانِ بَيْنَ الاصْحابِ، مُتَّفَقٌ عَلَى الْعَمَلِ بِمَضْمُونِهِما- غَيْرُ جَيِّدٍ. لِانَّ اولَيهُمَا رَواها فِى «الْفَقيهِ» عَنْ أحْمَدَ بْنِ عآئِذٍ، عَن
[١] - كتاب« قضاء» حاج ملّا علىّ كنى، طبع سنگى، ص ١٢ و ١٣
[٢] -« مستند الشيعة» ج ٢، ص ٥١٦
[٣] - در لغت آمده است: تَدَارَأ، تَدَارُؤًا القومُ: تَدافَعوا فى الْخُصومَة؛ و در« أقرب الموارد» دارد: تَرادَوْا بِالحِجارَة: تَرامَوْا بها؛ و در« لسان العرب» آمده: رادَيْتُ، لُغَةٌ فى دَارَيْتُ.