ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٤٩
مِنْكُمْ، فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ» فَالرَّدُّ إلَى اللَهِ: الاخْذُ بِمُحْكَمِ كِتَابِهِ، وَ الرَّدُّ إلَى الرَّسُولِ: الاخْذُ بِسُنَّتِهِ الْجَامِعَةِ غَيْرِ الْمُفَرِّقَة[١]
مَا يُضْلِعُكَ مِنَ الْخُطُوبِ، يعنى آن مشكلاتى كه مىزند به پهلوى تو، و به ضلع تو، و از أطراف و جوانب به تو إصابت مىكند. آن كارهاى مهمّ را به خدا و رسول ردّ كن، و آن امورى كه بر تو مشتبه مىشوند، به سوى خدا و رسول ردّ كن، زيرا خداوند تعالى به مردمى كه إرشاد آنان را دوست داشته، فرموده است: «اى كسانى كه إيمان آوردهايد، إطاعت از خدا كنيد، و إطاعت از رسول و اولى الامر، كه از شما هستند بنمائيد. و اگر در مطلبى نزاع كرديد، آن را به سوى خدا و رسول برگردانيد.» ردّ به سوى خدا چه معنى دارد؟ الاخْذُ بِمُحْكَمِ كِتَابِهِ، «محكمات كتاب را گرفتن» اين ردّ به سوى خداست؛ يعنى بازگشت به سوى خداست. وَ الرَّدُّ إلَى الرَّسُولِ: الاخْذُ بِسُنَّتِهِ الْجَامِعَةِ غَيْرِ الْمُفَرِّقَة؛ ردّ به سوى رسول: أخذ به سنّت پيغمبر است، كه اين سنّت جامع است؛ جمع مىكند تمام مصالح را، جمع مىكند تمام أفراد را، تمام دلها را و تمام محاسن را؛ مفرّق نيست، جدا كننده نيست، تفرقه انگيز و جدائى انگيز نيست؛ اين سنّت پيغمبر است، و اين ردّ به سوى رسول است. پس بنابراين در تمام اين مشكلات به محكم كتاب، و به سنّت رسول كه جامع است و غير مفرّق، مراجعه كن!
اين بحث ما بود در اين آيه مباركه و أوّلين آيهاى بود از قرآن كه دلالت مىكرد بر عصمت أئمّه و وجوب إطاعت إمام معصوم، بقيد معصوم. و با اين توضيحى كه داده شد اميدواريم كه ديگر جاى إشكال و شبههاى نمانده و نبوده باشد، و إن شآء الله هم نيست؛ و لذا مىبينيد بزرگان از علماء إسلام از زمان أوّل تا بحال، مانند: شيخ مفيد؛ و پاسداران ولائىِ كلام، همانند: خواجه نصير الدّين طوسىّ و علّامه حلّىّ، و بزرگان از مفسّرين شيعه اين آيه را از آياتى
[١] -« نهج البلاغة» باب المكاتيب، مكتوب ٥٣، و از طبع مصر با تعليقه شيخ محمّد عبده، ج ٢، ص ٩٣ و ٩٤