ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٥٨
و اين قرآن، قولِ فصلاست. وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ[١] ما چگونه مىتوانيم همينطور بدون دليل يَهِدِّىرا كه در اينجا آمده، يَهْدِىبگيريم؟! فعل لازم را متعدّى بگيريم، آنگاه معنى و مراد خودمان را به قرآن قالب زنيم؟! اينكه صحيح نيست.
و از اين مطلب كه شرح داده شد فهميده مىشود كه: اين آيه فقط براى عصمت إمام (إمام معصوم كه قائم به امور است و بايد در بين مردم قضاوت كند و حكم نمايد) آمده است.
و از اينجا معلوم مىشود كه: استدلال بعضى از أعلام به اين آيه، بر ولايت فقيه- همانطور كه خود بنده در يكى از أيّام كه نماز جمعه در بهشت زهرا إقامه شده بود حضور داشتم و شنيدم كه با اين آيه شريفه، بر ولايت فقيه استدلال نمودند- صحيح نيست
اتّحاد مُفادِ آيه، با آيه: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا
و اين آيه من حيث المجموع به مَثابه قول خداوند متعال است كه مىفرمايد: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ[٢].
«ما آنها را أئمّهاى قرار داديم كه هدايت مىكنند به أمر ما، و ما نفس فعل خيرات و إقامه صَلوة و إيتاء زكوة را به آنها وحى كرديم و اينان از عبادت كنندگان براى ما بودند»
يَهْدُونَ بِأَمْرِنا، يعنى: أمر ما كه در دست آنهاست؛ و ما از عالم أمر، كه اختصاصِ به ما دارد (وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ)[٣] رشته قلب آنها را در دست داريم و آنها را هدايت مىكنيم. و آنها كه مردم را به صراط مستقيم دعوت مىكنند، بواسطه أمر ماست. أمر، يعنى همان مشيّت حقيقيّه إِلهيّه، كه در آن
[١] - آيه ١٤، از سوره ٨٦: الطّارق
[٢] - آيه ٧٣، از سوره ٢١: الانبيآء
[٣] - آيه ٥٠، از سوره ٥٤: القمر