ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٥
و بر اين أساس خداوند تعالى ولىّتمام موجودات است در عالم تكوين بطور مطلق، و همه موجودات نيز- بدون استثناء- تكويناً ولىّخدا هستند، زيرا بين خدا كه ربّ است و بين موجودات كه مربوبند، حجاب و فاصلهاى وجود ندارد مگر آنكه آن حجاب از خود آنهاست. و أمّا در عالم تشريع و عرفان، ولايت حقّاختصاص به كسانى دارد كه از مراحل شرك خفىّ بطور كلّى عبور كرده، و از همه حجابهاى نفسانىّ گذشته، و در نقطه أصلى و حقيقت عبوديّت قرار گرفتهاند.
و بر همين ميزان است كه به هر يك از دو طرف نسبت و إضافه ولىّگويند؛ يعنى بينونت و غيريّت به كلّى از بين رفته و هُو هُوِيَّتپيدا شده است. خدا ولىّ مؤمن است و مؤمن هم ولىّخداست. به مؤمن وَلِىُّ اللَهمىگوئيم كه جمع آن أوْلِيَاءُ اللَهاست و خداوند هم ولىّآنهاست: اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ[١] وَلِىّدر اينجا بتمام معنى الكلمه بين مؤمن و پروردگار به يك عنايت استعمال مىشود. و اين است حقيقت معنى وَلَايَت!
و از اينجا بدست ميآوريم كه: أوّلًا: در ولِىّبه معنى مفعول، تمام آثار و خصوصيات وَلِىّبه معنى فاعل مشهود مىباشد و چون آئينه بدون مختصر خودنمائى و مثل آب صاف، و مانند شيشه بدون اندك خودنمائى، تمام چهره صاحب صورت را در خود منعكس مىكند
. ثانياً: تمام مشتقّاتى كه از وَلِىّآمده است، و تمام معانىاى كه براى آن ذكر شده است، همه بر اين أساس و روى اين ميزان است؛ چون لازمه ولايت قُرب است، و قرب هم داراى أنواع و أشكال مختلفى است كه در هر يك از مظاهِر قرب و نزديكى بتمام معنى كلمه، آن حقيقت ولايت، با لحاظ اين خصوصيّت قرب ملاحظه شده است.
تحقّق معانى مختلفه ولايت در مصاديقش، به نحو اشتراك معنوى است؛ نه لفظى
و عليهذا صحيح نيست كه بگوئيم: وَلَايَتْو وَلِىّو مَوْلَىو سائر
[١] - صدر آيه ٢٥٧، از سوره ٢: البقرة