ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٨١
١١٢ ما، پس از اينكه اين سند ممدوح و مستحكم را بيان كرديم، ديگر جائى براى بحث در آن نمىبينيم. بلكه مىتوان گفت كه اين روايت از رواياتى است كه، ورودش از أمير المؤمنين عليه السّلام، بنحو استِفاضه است. علاوه بر اينكه مَتنش دلالت بر مبانى رشيقه، و معانى بديعه، و حقائق عاليه، و دقائق ساميهاى دارد كه أبداً ممكن نيست بر قلب أحدى خطور كند، إلَّا مَن كانَ فِى مَعْدِنِ الْوِلايَةِ وَ عَلَى دَوْحَةِ الإمامَةِ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْه.
وأمّا از نظر دلالت: استفاده ما در زمينه دلالت اين خبر بر ولايت فقيه، از همين جملات أخير حضرت است كه فرمودند:
اللَهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الارْضُ مِنْ قَآئمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ، إمَّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا أَوْ خَآئِفًا مَغْمُورًا؛ تا اينكه ميفرمايد: أُولَئِكَ خُلَفَآءُ اللَهِ فِى أَرْضِهِ، وَ الدُّعَاةُ إلَى دِينِهِ؛ ءَاهِ، ءَاهِ! شَوْقًا إلَى رُؤْيَتِهِمْ.
أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام در صدر اين حديث فرمودند: النَّاسُ ثَلَاثَةٌ: عَالِمٌ رَبَّانِىٌّ، وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ، وَ هَمَجٌ رَعَاع؛ و پس از كنار زدن أصناف چهارگانه علماء، كه در حقيقت آنان را جزء دسته هَمَجٌ رَعَاع مىدانند، و حيف مىدانند كه علوم شريفه خود را به آنها منتقل كنند، صفات علماء ربّانى را بيان مىكنند و مىفرمايند: كسانى حاملين علم ما هستند كه داراى اين صفات باشند: أُولَئِكَ خُلَفَآءُ اللَهِ فِى أَرْضِهِ، وَ الدُّعَاةُ إلَى دِينِهِ. «آنها هستند جانشينان پروردگار در روى زمين، و خوانندگان به سوى خدا و دين او.»
و به روايت «تحف العقول» أُمَنآءُ اللَهِ فِى خَلْقِهِ وَ سُرُجُهُ فِى بِلا دِهِ، كه اين دو جمله را هم إضافه داشت. «آنها أمينان خدا هستند در ميان خلق خدا، و چراغهاى درخشانند در ميان أمصار و بلاد پروردگار.» اينها هستند داعيان به سوى دين خدا. ءَاهِ، ءَاهِ! شَوْقًا إلَى رُؤْيَتِهِم.
أُولَئِكَ خُلَفَآءُ اللَهِ فِى أَرْضِهِ، دلالت بر منصب ولايت فقيه مىكند. يعنى