ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٨٣
تفسير آيه: ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ
رسول خدا، به دعوت عبد الله بن عبد الله بن ابَىّ به عيادت از پدرش رفت و پس از مردن هم، بر او نماز خواند و طلب مغفرت نمود. در اين هنگام آيه نازل شد:
ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ[١]
«هيچ حقّى براى پيغمبر و آن كسانى كه إيمان آوردند نيست كه براى مشركين استغفار كنند، و لو اينكه از نزديكان (ذَوِى الْقُرْبَاى) آنها باشند، بعد از اينكه بر آنها روشن بشود كه آنها از أصحاب جحيم و أهل جهنّماند».
تفسير آيه: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ[٢]
روزى حَفْصه، از رسول خدا إجازه گرفت و به منزل پدرش رفت، ماريه قبطيّه كنيز رسول خدا به حُجره حَفْصه آمد- خصوصيّات داستان ماريه قبطيّه قبلًا عرض شد- رسول خدا- طبق بعضى از روايات- با ماريه همبستر شدند، در اين هنگام حَفْصَه به حُجره خود بازگشت نمود و ديد كه رسول خدا در آنجا با ماريه همبستر شده است. ناگهان شيونى بر پا نمود كه تو آبروى مرا بردى، شأن و منزلت مرا پايمال نمودى، در حجره من كه حقّ من است، تو با كنيزت همبستر شدى!
حال اين داد و بيداد و فرياد و شيون را ببينيد با آن حيائى كه از پيغمبر معروف است و در تواريخ و أحاديث بطور مستفيض وارد شده است، آنوقت خواهيد ديد چه وضعى بر پيغمبر گذشته است! اينك ما مختصرى عرض ميكنيم و مىگذريم.
در اينجا پيغمبر طبق بعضى از روايات به حفصه گفتند: چه خبر است
[١] -؟ آيه ١١٣، از سوره ٩: التّوبة
[٢] - آيه ١، از سوره ٦٦: التّحريم