ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٧٧
بندگانش. «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى.» علاوه بر اينها، نفس رسول أكرم تا جائى كه راه مىيافت در صدد رسانيدن رحمت و خير به بشر بوده است.
أَمّا رأى عمر اين بود كه: بايد أسيران همگى كشته شوند جَزَاءً به تكذيبى كه كردهاند؛ و آزارى كه به پيامبر رسانيدهاند؛ و اهتمامى كه در كشتن رسول خدا داشته أمّا توفيق نيافتهاند؛ و پيامبر را إخراج نموده و سپس با او مقاتله كردهاند.
عُمَر در اين رأى بسيار حسّاسيّت بخرج ميداد و شديد الانَفَه[١] بود كه مشركين را بايد با دست أرحامشان كشت؛ و ريشه و بُن آنها را برآورد؛ تا جائى كه يك تن از آنها بجاى نماند.
أمّا رسول خدا صلَّى الله عليه و آله كسى بود كه در او كلمه إلهيّه كه در محكم قرآن عظيم حكايت شده است متمثّل بود، و آن كلمه اينست كه ميگفت: إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ[٢]
«من پيروى نمىكنم مگر از آنچه بمن وحى شده است، من اگر عصيان پروردگارم را بكنم از عذاب روزى بزرگ وحشت و ترس دارم.»
رسول خدا صلّى الله عليه و آله همه را آزاد ساخت و از روى عفو و كرامت راهشان را باز نمود پس از آنكه از آنان فديه گرفت.
أمّا جاهلانِ بمقام عصمت و حكمت او، پس از آن: لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِ. «از جاى خود بر نخاستند مگر مانند برخاستن شخص شيطان زده.» ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا. «بعلّت آنكه گفتند»: رسول خدا صلّى الله عليه و آله در اين رحمت و شفقتى كه بر آنها آورد و از ايشان فدا
[١] - عبارت« النّصّ و الاجتهاد» چنين است: وَ كَانَ عُمَرُ قَوِىَّ الْعَزِيمَةِ؛ شَدِيْدَ الشَّكِيمَةِ فِى اسْتِئْصَالِهِمْ قَتْلا ...
[٢] - ذيل آيه ١٥، از سوره ١٠: يونس