ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١١٧
شخص رفته بود. أمير المؤمنين عليه السّلام هم برگشتند. رسول الله پرسيدند: كُشتى يا علىّ؟! عرض نمود: نه. حضرت پرسيدند: چرا؟ عرضه داشت: زيرا در آنجا كسى را نيافتم. حضرت فرمودند: اگر او را كشته بودند، فتنه بكلّى برداشته شده بود. اين مرد رئيس فتنه و كانون فساد است. و از اين پس در عالم إسلام چه فتنههاى عجيب و غريبى از اين مرد تراوش مىكند[١]
و اين مرد حُرْقوص بن زُهَيرمعروف به ذُو الْخُوَيْصَرَةاست كه از همان زمان مشغول فتنه جوئى و اختلاف در ميان مسلمين بود تا اينكه منتهى شد به جنگ نهروان و از رؤساى خوارج بود؛ و در اين جنگ بدست أصحاب أمير المؤمنين عليه السّلام كشته شد.
حال، اين خود يك قضيّه و مسألهاى است كه: چرا معصوم أمر مىكند او را بكش؟ أمير المؤمنين عليه السّلام مىرود و طبق أمر رسول خدا اگر او را بيابد مىكشد. زيرا اگر او را مىيافت، بدون شكّ اگر در نماز هم مىبود، در سجده هم مىبود، و اگر اشكش هم روى دامن و پيراهنش جارى بود، حضرت مىزد و مىكشت؛ چرا كه أمر رسول خداست! أمّا آنها اينچنين نيستند؛ بلكه مىگويند: مشغول نماز است. يعنى آنها نظرشان به ظاهر نماز است؛ و به باطن و عمق مطلب نيست.
فرق بين سنّى و شيعه، جواز و عدم جواز اجتهاد در برابر نصّ است
و همين مسأله فارقِ بين تشيّع و تسنّن است. مكتب شيعه، از زمان رسول خدا تا به حال وجود داشته؛ و همينطور مكتب عامّه هم از آن زمان تا كنون بوده است. شيعه، يعنى أمير المؤمنين عليه السّلام و متابعين او، اينها أفرادى هستند كه تابع نصّ مىباشند، و اجتهاد در مقابل نصّ را جائز نمىشمرند. و أمّا آنها در مقابل نصّ، اجتهاد و إظهار نظر مىكنند
[١] -. كتاب شريفِ« المراجعات» تأليف علّامه سيّد عبد الحسين شرف الدّين، مراجعه ٩٤، بنقل از منابع مهمّ أهل سنّت؛ و نيز در كتاب« الفصول المهمّة فى تأليف الامّة» طبع نجف، صفحه ١٠٨ ببعد از كتب مهمّ آنان نقل مىكند