ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٧
مِمَّا يُقارِبُكَ. يعنى از آنچه نزديك تو است بخور.
مطلب را إدامه مىدهد تا مىرسد به اينجا كه مىگويد: وَلِىّضدّ دشمن است؛ و از همين معنى تَوَلِّىاستعمال شده است؛ و مَوْلَىبه آزاد كننده، و آزاد شده، و پسر عمو، و يارى كننده، و همسايه گويند؛ و وَلِىّبه داماد گويند؛ و كُلُّ مَنْ وَلِىَ أمْرَ وَاحِدٍ فَهُوَ وَلِيُّهُ؛ يعنى هر كس أمر كسى را متكفّل گردد و از عهده انجام آن برآيد ولىّ او خواهد بود.
باز مطلب را إدامه مىدهد تا اينكه مىگويد: و وِلايتبا كَسره واو به معنىِ سلطان است؛ و وِلايتو وَلايتبا كسره و فتحه به معنىِ نصرت است. و سيبويه گفته است: وَلايَتبا فتحه مصدر است و با كسره اسم مصدر؛ مثل: أمارتو إمارتو نَقابتو نِقابت. چون اسم است براى آن چيزى كه تو بر آن ولايت دارى؛ و چون بخواهند معنى مصدرى را إراده كنند فتحه مىدهند
. طُرَيْحىّدر «مجمع البحرين» گويد: إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ[١] يعنى أحَقَّهُمْ بِهِ وَ أقْرَبَهُمْ مِنْهُ؛ مِنَ الْوَلْىِ وَ هُوَ الْقُرْبُ. معنىِ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ «نزديكترين مردم به إبراهيم» أحقّيَّت اوست به او، و نزديكتر بودن اوست از سائر مردم به آن حضرت؛ زيرا از مادّه وَلْىْاست كه به معنىِ قرب مىباشد؛ و وَلايتدر گفتار خداوند تعالى: هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِ[٢]؛ با فتحه آمده كه به معنى ربوبيّت است؛ يعنى در آن روز همگى در تحت ولايت خدا در مىآيند، و به او إيمان مىآورند، و از آنچه در دنيا پرستيدهاند بيزارى مىجويند.
و وَلَايَتبا فتحه به معنى مَحبّت و با كسره به معنى تَولِيَت و سلطان است؛ و از ابن سِكِّيت وارد شده كه: وِلآءبا كسره نيز همين معنى را دارد.
و وَلِىّو وَالِىكسى را گويند كه زِمام أمر ديگرى را به دست خود گيرد و عهده دار آن گردد
[١] - صدر آيه ٦٨، از سوره ٣: ءَال عمران
[٢] - صدر آيه ٤٤، از سوره ١٨: الكهف