ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٩٥
برون تراوَد كه در اوست».
حال اگر پروردگار در موجودى تجلّى كرد، اين موجود خدا را نشان مىدهد به تمام معنى؛ و نمىشود غير خدا را نشان بدهد؛ چون يك تجلّى و يك ظهور است. نه اينكه آن شىء داراى استقلال و شخصيّت و أنانِيَّت و نفسانيّت باشد. و فرض كمال معصومين عليهم السّلام به همين نحو مىباشد، كه داراى مقام هو هويّتاند؛ و در عالم وحدت وِلائى، يك ولايت بيشتر نيست كه آن هم اختصاص به خدا دارد، و در اين ظروف تجلّى و ظهور پيدا كرده است. بنابراين، آنها خدا را نشان مىدهند، و خدا أمر به گناه نمىكند. إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ[١]. «خدا أمر به فحشاء نمىكند.» وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ[٢] «و از فحشاء و منكرات و بغى و ستم نهى مىكند.» قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ[٣] «بگو پروردگار من، أمر به قسط مىكند.»
أئمّه عليهم السّلام مختارند؛ و ليكن با اين اختيار كار خوب را بر مىگزينند
بنابراين، سازمان وجودى پيغمبر و أئمّه عليهم السّلام، اينطور است كه از وجود آنها حتماً خير تراوش مىكند؛ نه شرّ. وَ الشَّرُّ لَيْسَ إلَيْكَ[٤]؛ و نيّت سوء در آنها پيدا نمىشود. البتّه نمىخواهيم بگوئيم كه اين تجلّى به نحوى است كه آنها را مضطرّ و مجبور مىكند؛ أبداً! بلكه اختيار دارند و با اختيار خود نحوه تجلّى- بواسطه كمالشان- اينطور خواهد بود.
كما اينكه خود پروردگار هم اختيار دارد و كار قبيح هم از او سر نميزند. و اين منافات با اختيارش ندارد، مختار است ولى با همين اختيار، هميشه اختيار
[١] - قسمتى از آيه ٢٨، از سوره ٧: الاعراف
[٢] - قسمتى از آيه ٩٠، از سوره ١٦: النّحل
[٣] - صدر آيه ٢٩، از سوره ٧: الاعراف
[٤] - از جمله أدعيهاى است كه در بين تكبيرات سبعه افتتاحيّه نمازها وارد است:\i لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ وَ الْخَيْرُ فِى يَدَيْكَ وَ الشَّرُّ لَيْسَ إلَيْكَ وَ الْمَهْدِىُّ مَنْ هَدَيْتَ.\E« مصباح» كفعمى، طبع سنگى، ص ١٥.