ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٩٠
است. عزيز بن مسلم، در مَروْ به خدمت حضرت مىرسد و مىگويد: من در مسجد بودم و ديدم كه مردم درباره إمامت و حكومت و اينگونه مسائل گفتگو مىنمودند و حضرت جواب مفصّلى به او مىدهند.
اين روايت بتمامه در «كافى» نقل شده و داراى مضامين بسيار عالى است كه أصلًا ولايت، شأن إمام است، از خواصّ إمام است، ريخته شده است براى إمام.
از جمله مطالبى كه حضرت در اين روايت بيان مىفرمايد، اين است كه: إنَّ الإمَامَةَ أَجَلُّ قَدْرًا وَ أَعْظَمُ شأْنًا وَ أَعْلَى مَكَانًا وَ أَمْنَعُ جَانِبًا وَ أَبْعَدُ غَوْرًا مِنْ أَنْ يَبْلُغَهَا النَّاسُ بِعُقُولِهِمْ أَوْ يَنَالُوهَا بِارَآئِهِمْ أَوْ يُقِيمُوا إمَامًا بِاخْتِيَارِهِم[١].
إمامت، قدر و منزلتش بزرگتر و جليل تر، شأنش عظيم تر، مكانش بالاتر و رفيع تر، جانبش (يعنى أطراف و أكنافش) منيعتر و محفوظ و مصون تر، و رسيدن به كنهش مشكلتر است از اينكه مردم بتوانند با عقول خود به آن برسند؛ با إدراكات خودشان به حقيقت إمامت برسند، و با آراء خود به فهم آن نائل آيند. يا اينكه إمامى را به اختيار و انتخاب خود برگزينند!»
زيرا آنكسى را كه مردم اختيار مىكنند، طبق إدراكات و درايت خود آنهاست؛ و ليكن مقام إمام جائى است كه فكر كسى به او دسترسى نداشته و نمىرسد. چگونه إنسان به اختيار خود كسى را به إمامت نصب كند! پس إمامت انتخابى نيست، و انتصابى مىباشد، و از طرف پروردگار و رسول خدا معيّن مىشود. و بايد مردم طبق آيات مباركات قرآن از إمام معصوم تبعيّت كنند.
اينها رواياتى بود كه در مورد ولايت إمام بيان شد. و إن شآء الله از اين پس بايد در بحث ولايت فقيهوارد شده و ببينيم از چه طريقى مىتوان آنرا إثبات نمود
. اللَهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّد
[١] -« اصول كافى» ج ١، ص ١٩٨، باب نادر جامع فى فضل الإمام و صفاته، حديث ١