ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٨٠
در اين آيه مباركه مىفرمايد: پيغمبر به مؤمنين، از اختيار و ولايتى كه آنها نسبت به خودشان دارند، از تدبير و تصرّفى كه آنها در امور خود مىكنند، از إراده و مَشيّتى كه در جميع أفعال و سكنات خود دارند، ولايتش بيشتر است. يعنى أوّل پيغمبر و بعد إنسان. أوّل پيغمبر و بعد اختيار إنسان. أوّل پيغمبر است و بعد مشيّت و إراده إنسان. و اين ولايت به نحو مطلق است.
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ مطلب را تمام نمود. اين پيغمبر ولايتش به همه مؤمنين از خودشان بيشتر است در هر أمرى از امور، على نحو الإطلاق، مثل: أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ.
از يك أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ[١]، چگونه اين فروع كثيره، استنتاج مىشود و يك كتاب نوشته مىشود؟ فقط از يك أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا!
مى گويند: در باب عبادات و باب صلوة از كثرت و تضارب روايات براى فقيه إشكال پيدا شده و در كتاب بيوع از قلّت روايات! اين كتاب «مكاسب» را كه مرحوم شيخ رضوان الله عليه نوشته است، فقط بر روى إطلاق: أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ و أمثال آن، مانند آيه: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ[٢] و آيه: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ[٣] مى باشد؛ و عمدهاش همين أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ است، و يكى دو روايت مانند: النَّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلَى أَمْوَالِهِمْ، و الْمؤْمِنُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ، و أمثال اينها. شما چگونه از إطلاق أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ، استفاده كرده، و شقوقى را جدا مىكنيد! در النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ هم مطلب همينطور است. اين يك إطلاقى دارد، و شما هر مقدارى كه دلتان مىخواهد از إطلاقش مىتوانيد تفريع فروع و استنتاج نتيجه كنيد
[١] -. قسمتى از آيه ٢٧٥، از سوره ٢: البقرة
[٢] - صدر آيه ١، از سوره ٥: المآئدة
[٣] - صدر آيه ٢٩، از سوره ٤: النّسآء