ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٦٣
است بر نزول قرآن به حقّ. پس نزول قرآن به حقّ بر قلب پيغمبر، كه واعِى وحى إلهى است، و مُتلقِّى أسرار لاهوتى و جبروتى و ملكوتىِ حضرت پروردگار است، علّت است بر اين كه معلولش بر او مترتّب بشود. معلولش چيست؟ هُوَ الْحُكْمُ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أرَاهُ اللَهُ وَ هُوَ الْحق. ما قرآن را به حقّ نازل كرديم، تا آنكه تو در ميان مردم بِما أَراكَ اللَّهُ كه همان حقّ است، حكم كنى.
يكى ديگر از آيات قرآن اين است: كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ.[١]
«مردم، يك امّت واحد بودند، بسيط و ساده، اختلافى نداشتند، آداب و رسوم آنها متفرّق و مُتشتِّت و مُتَشَأّنِ به شؤُونِ مختلف نبود، و در يك عالمِ بساطت و سادگى زندگى مىكردند. خداوند پيغمبران را مبعوث فرمود، تا اينكه بشارت دهند و بترسانند؛ و با آنها كتاب را به حقّ نازل فرمود، تا اينكه كتاب در ميان مردم، در آنچه كه با هم اختلاف دارند، حكم كند.»
در اين آيه هم، حكم بين مردم در مسائل مُختَلَفٌ فيها، متفرّع است بر نزول كتاب بر أنبياء، به حقّ. و عين تقريبى را كه در آيه سابق عرض شد، در اينجا هم با همان تقريب استفاده مىشود كه حكم به حقّ در ميان مردم بايد مترتّبِ به حقّ باشد؛ و آن، نزولِ كتاب است به حقّ، بر أنبياء.
يكى ديگر از آيات اين آيه است: وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِ.[٢]
ما بسوى تو قرآن را به حقّ نازل كرديم؛ اين قرآن تصديق كننده است آنچه را كه در برابر اوست از كتابهاى سابقين (تورات، إنجيل، و غيرهما
[١] -.) صدر آيه ٢١٣، از سوره ٢: البقرة
[٢] - صدر آيه ٤٨، از سوره ٥: المآئدة