ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٦٠
اينكه پافشارى و صبر كردند، و اصطبار نمودند، و قبلًا به آيات ما ايقان داشتند.»
اين آيه بعد از ذكر حضرت موسى در قوله تعالى: وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَلا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقائِهِ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ.[١]
بنابراين، ضمير جمعِ غائب فى قوله تعالى: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً، بر مىگردد به بنى إسرائيل؛ يعنى بعضى از پيغمبران بنى إسرائيل كه خداوند آنها را إمام قرار داده است، و از ميان پيامبران اين سِمَتِ ولايت و إمارت را به آنان تفويض فرموده است.
اين يك آيه ديگر از آيات قرآن، كه دلالت بر عصمت و لزوم متابعت از إمام مىكند، كه بايد إمام داراى مصونيّت از باطل و آراء شخصيّه و أهواء باشد، و حتماً بايد علمش حضورى و متحقّق به حقّ باشد.
آيه: يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِ
يكى ديگر از آياتيكه دلالت بر ولايت معصوم مىكند اين آيه است: يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ.[٢]
خداوند به حضرت داود على نبيّنا و آله و عليه السّلام خطاب مىكند: «اى داود ما تو را در زمين خليفه و جانشين خود قرار داديم. بنابراين- تفريع مىكند- حكم كن بين مردم به حقّ و از هوى پيروى مكن؛ زيرا كه هَوى، تو را از راه خدا كنار مىدارد؛ تو را گم و گمراه مىكند
». خليفه، يعنى جانشين. خليفة الله: هُوَ الَّذِى تَجْتَمِعُ فِيهِ الصِّفَاتُ الْعُبُودِيَّةِ بِتَمَامِهَا الْمُحَاذِيَةُ لِلصِّفَاتِ الرُّبُوبِيَّةِ لِذَاتِهِ جَلَّ شأْنُهُ بِتَمَامِهَا، وَ لَا تَتَحَقَّقُ إلَّا بِالْعِصْمَةِ. خليفه خدا بودن به تمام معنى اين است كه: بنده متّصف شود به صفات عبوديّت، با تمام شؤون و لوازم عبد حقيقى، در مقابل صفات
[١] - آيه ٢٣، از سوره ٣٢: السّجدة
[٢] - صدر آيه ٢٦، از سوره ٣٨: ص