ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٤٠
مستطيع هستند، از چيزهائى است كه خدا بر عهده مردم گذاشته و بعنوان فريضه واجب فرموده است؛ و أمّا كيفيّت حجّ و كيفيّت عُمره و طواف خانه خدا (هفت شَوْط) و تمام خصوصيّات و جزئيّاتى كه در مسائل حجّ با كثرت شُعوب و مسائل آن آمده است، در قرآن مجيد نيست؛ تمام اينها را رسول خدا معيّن و مشخّص كرده و دستور داده است؛ و خود در سَنه دهم از هجرت، حجّ بجا آورده و به مردم فرمود: ببينيد من چگونه حجّ انجام مىدهم، شما هم به همين طريق عمل كنيد. و هر جا هم كه مردم اشتباه مىكردند يا سؤالى داشتند از آن حضرت سؤال مىكردند، و پيغمبر جواب مىدادند.
و نيز مواقيت را معيّن فرمودند، كه حُجّاج، إحرام حجّ را از اين شش ميقات ببندند. و بيان نمودند: أفرادى كه در فاصله دور زندگى مىكنند، ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ[١]، منظور آن أفرادى هستند كه مسافت آنها از خانه خدا بيش از شانزده فرسخ باشد؛ و همچنين سائر مسائل عديده حجّ كه در قرآن بيان نشده است. در قرآن فقط از وجوب حجّ اسمى به ميان آمده است؛ اينها بعهده پيغمبر است.
و نيز مسائل أمر به معروف و نهى از منكر، و مسائل جهاد با تمام خصوصيّات و جزئيّات آن كه با حضور خود در جنگها، نحوه برخورد با مشركان و يهود و نصارى، يا مرتدّين و أموال آنان را بيان مىفرمودند. بيان و توضيح تمام اين خصوصيّات، راجع به تشريع رسول الله است.
اين معنى إطاعت از رسول الله است. پس رسول الله مُشَرِّع و مقيِّد و مُحَدِّد و معيِّن و مشخِّصِ حدود و ثُغور و تشخّصاتِ أحكام كلّى است كه در قرآن مجيد آمده است
. قسم دوّم: إطاعت از رسول خدا در أحكام وِلَائيّه مىباشد، از نظر ولايت آن حضرت و إمامت او بر مردم؛ همچون منصوب نمودن فردى را بر إمارت
[١] - قسمتى از آيه ١٩٦، از سوره ٢: البقرة