ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٤
* عَلَّمَ الْقُرْآنَ* خَلَقَ الْإِنْسانَ* عَلَّمَهُ الْبَيانَ* الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ* وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ[١]؛ آنان را هشدار داد كه عالم إيجاد و نشأَه هستى، سراسر عظمت است و جمال و كمال و نور و بَهاء؛ و حقّ است و حقيقت؛ و واقعيّت است و أصالت؛ كه نبايد با ديده أحْوَل بر آن نگريست؛ و با چشم دوبين، بدين ربط منسجم كه خير محض و محض خير است، نظر انداخت. پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرين بر نظر پاكِ خطا پوشش باد[٢]
آرى! زشتيها و بديها و شُرور، ناشى از تعيّنات و حدود و قوالب ماهيّاتست كه از ماست، نه از نور بَحْت و خير محض او.
|
ار چه هست از قامت ناساز بى اندام ماست |
ور نه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست[٣] |
|
اوست بر پا و قائم به قسط بر كانون عدل و داد؛ چنانكه خودش و فرشتگان عالَم عِلْوىّ و دارندگان علم و دِرايت كه حاملان بينش و فَطانتند، شهادت بر وحدانيّتش دهند كه: وى قيام به قسط نموده؛ در جميع مراحل تكوين و نزول نور وجود، تا به اين عالم خاكى كه أَظْلَمُ الْعَوَالِم است، و در همگى منازل تشريع و گسترش حكم و قانون، بر أساس عدل و داد مشى نموده و عَلَم قسط و عدالت را برافراشته است؛ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ
[١] - آيات ١ تا ٦، از سوره ٥٥: الرّحمن« به اسم الله كه رحمن است و رحيم است؛ خداوند رحمن، قرآن را آموخت؛ إنسان را بيافريد؛ به او بيان را تعليم فرمود؛ خورشيد و ماه از روى حساب در حركت هستند؛ و گياه و درخت سجده خدا را بجا مىآورند.»
[٢] -« حافظ» غزل ١٦٧ از طبع پژمان، ص ٧٥
[٣] -« حافظ» غزل ٢٨ از طبع پژمان، ص ١٦