ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٣٦
أئمّه و پيشوايان معصومند، و آياتى داريم كه دلالت بر عصمت آن أفرادِ وُلَات مىكند) زيرا منصب نبوّت و عنوان پيغمبرى مُساوِقِ عنوان ولايت و صاحب اختيارى و زمامدارى و قيادت نيست.
نبوّت حالتى است شخصى كه در بعضى از أفراد پيدا مىشود و بواسطه آن، اتّصال به عالم غيب پيدا نموده، خداوند بر آنها وحى مىفرستد، و مطالبى را از عالم بالا إدراك مىكنند. اين معنى نبوّت است. نَبِىّيعنى آن كسى كه خبر مىدهد؛ أعمّ از اينكه داراى مأموريّتى براى قيادت و زمامدارى مردم باشد يا نباشد. ولى إمام اينچنين نيست؛ إمام آن كسى است كه إمامت دارد، قيادت دارد، ولايت دارد، و أمر مىكند، و نهى مىكند، و زمام اجتماع را در دست مىگيرد، و مردم را به مقام كمال خودشان حركت مىدهد.
وَ جَعَلْنَهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا، وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدونَ بَأَمْرِنَا
ما در قرآن مجيد آيهاى نداريم كه تمامى أنبياء عليهم السّلام إمام بودهاند؛ و در بعضى آيات بر إمامت بعضى از آنان، تصريح شده است. مثلًا آيه: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا[١]؛ بعد از ذكر حضرت إبراهيم و لوط و حضرت إسحق و يعقوب؛ و آيه: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا[٢]؛ بعد از ذكر حضرت موسى؛ كه ما از ميان بنى إسرائيل أئمّهاى را برگزيديم.
و حضرت رسول أكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه داراى مقام ولايت بودهاند، نه به جهت نفس نبوّت آن حضرت، بلكه بدين جهت بود كه آن حضرت داراى مقام إمامت بودهاند؛ يعنى رسول الله، هم إمام بودند و هم نبىّ؛ مانند حضرت إبراهيم عليه الصَّلوة و السَّلام كه قرآن درباره ايشان مىفرمايد: وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً[٣]
بعد از اينكه حضرت إبراهيم پيغمبر بود و خداوند به او وحى
[١] - صدر آيه ٧٣، از سوره ٢١: الانبيآء
[٢] - صدر آيه ٢٤، از سوره ٣٢: السّجدة
[٣] - صدر آيه ١٢٤، از سوره ٢: البقرة