ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٧٧
حجّتهاى خدا بر أولياء خدا غلبه مىكند.» اين جمله را آورده است:
لِيَتَّخِذَ الضُّعَفَآءَ وَلِيجَةً مِنْ دُونِ وَلِىِّ الْحَقِّ. «براى اينكه در پناه مردم ضعيف الفكر و الإراده از ولىّ حقّ جدا شود.»
يعنى براى از بين بردن ولىّ حقّ، به ضعفاى مردم تمسّك مىكند. و پناهش همين مردم ضعيف و أفراد عوام هستند كه براى خود، صورت بازارى درست مىكند و اينها را ولىّ و پناهگاه خود قرار مىدهد.
صدوق بعد از اينكه اين روايت را در «خصال» نقل مىكند، مىگويد: من اين روايت را از طُرق كثيرهاى روايت كردهام و آنرا در كتاب «إكمال الدّين و إتمام النّعمة فى إثبات الغيبة و كشف الحيرة» تخريج نمودهام[١]
علاوه بر صدوق، شيخ حسن بن علىّ بن حسين بن شُعبة حرّانىّ در «تُحَفُ العُقول» اين روايت را از گفتار حضرت: إنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوعَاهَا، كه همان أوّل روايت است، تا آخر آنچه را كه در «خصال» شيخ صدوق آورده است روايت كرده، و لفظ: وَ رُوَاةُ كِتَابِهِ، را بعد از لِئَلا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَهِ وَ بَيِّنَاتُهُ، إضافه نموده است. و در آخر هم اين جمله را آورده:
يَا كُمَيْلُ! أُولَئِكَ أُمَنآءُ اللَهِ فِى خَلْقِهِ، وَ خُلَفَآؤُهُ فِى أَرْضِهِ، وَ سُرُجُهُ فِى بِلا دِهِ، وَ الدُّعَاةُ إلَى دِينِهِ؛ وَاشَوْقَاهُ إلَى رُؤْيَتِهِمْ! أَسْتَغْفِرُ اللَهَ لِى وَ لَك[٢]
«اى كميل! ايشانند أمينان پروردگار در ميان خلق خدا، و جانشينان خدا در روى زمين، و چراغهاى درخشان پروردگار در ميان شهرها، و داعيان و خوانندگان خدا به سوى دين او؛ چقدر من به ديدار آنها شوق دارم! و من براى خود و براى تو از خدا طلب غفران مىكنم.»
و نيز اين روايت را شيخ أقدم، أبو إسحق، إبراهيم بن محمّد ثقفى كوفىّ،
[١] -« خصال» طبع سنگى، ص ٨٧ و ٨٨؛ و در طبع حروفى، مطبعه صدوق، ص اينطور وارد است: لِيَتَّخِذَهُ الضُّعَفَآءُ وَلِيْجَةً.
[٢] -« تحف العقول» طبع مكتبه صدوق، ص ١٦٩ تا ١٧١