ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٧٥
بَيِّنَاتِهِ حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَآئَهُمْ، وَ يَزْرَعُوهَا فِى قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ.
«قسم بخدا آن أفراد، اندكترين مردمند از جهت شمارش. (نمى فرمايد: عددشان كم است! بلكه مىفرمايد: الاقَلُّونَ، اندكترين مردمند. اگر هر طائفه و صنف و گروه و دستهاى را از ميان علماء و أفراد مجتهد شمارش كنيد، شمارش و تعداد اينها از همه كمتر است
.) وَ الاعْظَمُونَ قَدْرًا؛ و عظيمترين مردم هستند از جهت قدر و منزلت و مقدار و سرمايه و ارزش. بواسطه اينهاست كه خداوند حجّتها و بيَّنههاى خود را حفظ و نگهدارى مىكند؛ تا اينكه حُجج و بيّنات و أدلّه و دين و إسلام و قرآن و إيمان و معارف و غيرها را به نُظَراء و أمثال خود بوديعت سپرده و هر يك از اينها مطلب را بديگرى بسپارد. و آن حُجج و بيِّنات را در دلهاى أشباه و أمثال خود بكارند، تا اينكه كم كم روئيده شود و رشد كند؛ و آنها هم در زمانهاى بعد، هر كدام سُتونى از عظمت براى حُجج و بيّنات إلهيّه باشند.»
هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ، وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ، وَ اسْتَلانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الاعْلَى.
«علم، بينائى، إدراك صحيح و قوىّ، حقيقتِ بصيرت و إدراك و بينش، بر آنها از أطراف هجوم كرده و روى آور شد. و با روح يقين مباشرت كردند؛ حقيقت يقين و جان يقين را مسّ نموده و لمس كردند؛ با إدراكات فكرى و عقلانىّ، با تمام شراشر وجود خود به حقيقت و جان يقين دست يافتهاند. و آنچه را كه ناز پروردگان و أهل إتراف، سخت و ناهموار شمرده و خشن مىپنداشتند، نرم و ملائم يافته و در دنيا بدين قسم عمل كردند. و با آنچه مردم سياه دل از آن استيحاش مىنمودند انس و الفت پيدا كردند. و در دنيا با بدنهائى كه أرواح آنها مُعلّق به محلّ أعلى و محلّ قدس بود زيست نمودند.» يعنى فقط بدنهاى آنها در دنيا آمده، ولى روحشان در دنيا نبود. در تمام مدّتى كه در دنيا با