ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٧١
مى شود را دفع كنند. اگر كسى بر آنها شبههاى بكند، در إمامشان و در دينشان شكّ پيدا مىكنند.
مثل أفراد مقدّس مآب ما، كه رسول خدا فرمود: كَسَّرَ ظَهْرِى صِنَفَانِ: عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ.
«دو طائفه پشت مرا شكستند: عالم بى باك و جاهل عبادت پرداز؛ كه عبادت را وسيله كار خود قرار داده و بدون علم و درايت، با عقل و شعور كم، دنبال مقدّس مآبى رفته است
». أَلَا! لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ. «اى كميل! نه آن دسته أوّل مفيد خواهند بود، و نه اين دسته دوّم.» دسته أوّل علماء مُتَهَتِّك، و دسته دوّم علماء بسيط مقدّس مآب و شبه خوارج، كه به صورت ظاهرِ دين اعتماد و اتّكاء مىكنند؛ و با همان دين، إمام خود را مىكشند؛ و با قرآن عليه إمام استدلال مىكنند؛ و با آيات خدا، ولىّ خدا و قائم خدا و حقيقت كتاب خدا را از بين مىبرند. اينها هم گروه و جماعت كثيرى هستند، و يك دسته از علماء را تشكيل دادهاند.
أَوْ مَنْهُومًا باللَذَّةِ، سَلِسَ الْقِيادِ لِلشَّهْوَةِ.
«طائفه سوّم: أفرادى هستند كه در لذّت فرو رفته و غوطه ور شدهاند. حريص و عاشق لذّت هستند؛ و عِنان خود را در مورد شهوات، رها كردهاند؛ و يكسره بدنبال لذّات و شهوات رفتهاند.»
أَوْ مُغْرَمًا بِالْجَمْعِ وَ الادِّخَارِ.
«دسته چهارم: أفرادى هستند كه فقط دنبال جمع آورى و كثرت مال مىروند
». مُغْرَميعنى مُحبّ؛ آن كسى كه حُبّ در او أثر كرده است و حبّ را از مقدار عادى بالاتر برده، او را عاشق و ديوانه جمع و ادّخارِ مال نموده است؛ اينها را مُغْرَممىگويند. مُغْرم، أفرادى هستند كه عالمند، خيلى خوب مىفهمند و همه چيزشان خوب است، آن نقاط ضعف سابق در آنها نيست؛