ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٦٨
أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ، يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ، لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجُوا إلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ.
«مجموعه أفراد مردم سه طائفه هستند: طائفه أوّل: عالم رَبّانى است. گروه دوم: متعلّمى است كه در راه نجات و صلاح و سعادت و فوز گام بر مىدارد. و دسته سوّم: أفرادى از جامعه هستند كه داراى أصالت و شخصيّت نبوده، و مانند مگس و پشّههائى كه در فضا پراكندهاند مىباشند.
اين دسته سوّم، دنبال كننده و پيروى كننده از هر صدائى هستند كه از هر جا برخيزد؛ و با هر بادى كه بوزد در سمت آن حركت مىكنند؛ دلهاى آنان به نور علم روشن نگرديده؛ و قلبهاى خود را از نور علم مُنَّور و مُستَضيى و روشن نگردانيدهاند؛ و به رُكنِ وثيق و محلِّ اعتمادى كه بايد إنسان به آنجا تكيه زند، متّكى نشده و پناه نياوردهاند.»
يَا كُمَيْلُ! الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ؛ الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ، وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ؛ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ، وَ الْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى الإنْفَاقِ؛ وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ.
«اى كميل! علم از مال بهتر است؛ علم، تو را حفظ و نگهدارى مىنمايد، ولى تو بايد مال را نگهدارى كنى؛ مال بواسطه خرج كردن و إنفاق، نقصان و كاهش مىيابد؛ ولى علم در أثر إنفاق و خرج كردن زياد مىشود و رشد و نُموّ پيدا مىكند؛ و نتيجه و آثار مال، به زوال آن مال از بين مىرود.»
وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ. وقتى خود مال از بين رفت، پديدهها و آثارى هم كه از آن بدست آمده- هر چه ميخواهد باشد- از بين ميرود. مِنْ باب مثال: كسى كه مال دارد، با آن مال سلطنت و حكومت مىكند؛ مردم را گردِ خود جمع مىنمايد؛ و بر أساس مال خيلى كارها را انجام ميدهد؛ همينكه آن مال از بين رفت، تمام آن آثار از بين ميرود؛ مردم ديگر هيچ اعتنائى به وى نميكنند و شرفى براى او قائل نميشوند؛ و اين شخص كه بر أساس اتّكاء به مال، در دنيا براى خود دستگاهى فراهم كرده بود، همينكه مالش از بين ميرود، تمام آن آثار