ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٦٢
شيخ طوسى هر دو را رجل واحدى دانسته و چنين پنداشته است كه: اين أبو خديجه، سالمُ بن أبى سَلِمَه است. در حاليكه اينطور نيست. اين شخصِ ديگرى است با تمام اين خصوصيّاتى كه ذكر شد، و تضعيفى هم برايش نيامده است، بلكه علماء رجال او را توثيق نمودهاند. و شاهد بر اين، چند مطلب است:
أوّل اينكه: در روايتى كه بسيار شيرين است و در باب «شِرآء الْعَبْدَيْنِ الْمَأْذونَيْنِ كُلٌّ مِنْهُما الآخَرَ» وارد شده، آمده است كه: دو عبد هر كدام از طرف مولاى خود، مأذون بودند كه بروند و يك بنده بخرند؛ هر كدام از آن دو نفر، ديگرى را براى مولاى خود خريد. اين روايت را مرحوم كُلَينى در «كافى» از أبى سَلِمَه و شيخ طوسى در «تهذيب» از أبو خديجه روايت مىكند. يعنى أبو سَلِمَه و أبو خديجه يكى هستند. يكى او را با اين كنيه بيان كرده و ديگرى با كنيه ديگر.
و شاهد ديگر براينكه شيخ در اينجا اشتباه كرده اين است كه: در دو جاى از عبارتش تصريح مىكند كه اين مرد (أبو خديجه) غير أبى سَلِمَه است؛ در حالتى كه عين اوست. و از عبارت شيخ طوسى اتّحاد آنها استفاده ميشود؛ و بر أساس اتّحاد، او را جَرْح نموده و ضعيف شمرده است. لهذا ما عين عبارت عالم معاصر: شيخ محمّد تقىّ شوشترىرا كه در «رجال» ايشان است بيان مىكنيم، تا اينكه مطلب قدرى روشنتر شود.
ايشان در «قاموسُ الرِّجال» مىفرمايد: قالَ (الْعَلَّامَةُ فِى) «الْخُلاصَةِ»: قالَ الشَّيْخُ (فِى مَوْضِعٍ): إنّهُ ضَعيفٌ؛ وَ قالَ فِى مَوْضِعٍ ءَاخَرَ: إنَّهُ ثِقَةٌ؛ وَ الْوَجْهُ عِنْدِى: التَّوَقُّفُ فيما يَرْوِيهِ لِتَعارُضِ الاقوالِ فِيهِ[١]
علّامه در «خُلاصه» مىگويد: شيخ در موضعى او را ضعيف شمرده و در موضعى توثيق كرده است؛ «و الْوَجْهُ عِنْدِى التَّوَقُف» و بعقيده من در مواردى كه
[١] - عبارت: وَ الْوجْهُ عِنْدِى ... عبارت خود علّامه است در« خُلَاصَة» طبع سنگى، ص