ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٥٠
آن موجود هست، به آن عمل كنند؛ و اگر نه عمل نكنند.
بنابراين، اگر علماء ما به خبر فاسقى عمل كردند، معلوم ميشود قرينهاى در دست آنها بوده كه دلالت بر صدق آن مىنموده است. مثلًا روايت ديگرى يا شواهدى در بين بوده كه دلالت بر قوّت اين روايت مىكرده است، و مُؤيِّد و مُعاضِد آن بوده است، كه اين خبر فاسق از زُمره همان أخبارى است كه مطابق با واقع بوده است.
و لذا بزرگان، اين روايت را در كتابهاى خود نوشته و ثبت و ضبط كردهاند
. مناط حجيّت خبر، عمل مشهور است، نه قوّت سند
اخبارى را كه ما در كتب معتبره خود داريم، غالباً ضعيفُ السَّند هستند. بهترين كتابهاى ما همين كتب أربَعه: «تَهذيب، كافِى، اسْتِبْصار، و مَنْ لَا يَحْضُرُهُ الفَقيه» است؛ و از همه اينها معتبرتر، همان كتاب «كافى» بوده، ولى رواياتش غالباً ضعيف است. شما اگر به «مِرْءَاةُ الْعُقولِ» علّامه مجلسى كه شرح «كافى» مىباشد مراجعه كنيد، مىبينيد: قبل از شرح أخبار درباره غالب آنها مىگويد: ضَعِيفٌ؛ و بعد شروع به بحث مىكند.
ولى آيا ما بايد به اين كتابها عمل نكنيم؟ بلى! به آنها عمل مىكنيم؛ به اين أخبار ضعيف عمل مىكنيم. چون مشايخى مانند: كُلينىو شيخو صَدوقآنها را جمع كرده و به آنها عمل نمودهاند، و بزرگان ديگرى مثل: بَرقىّو قُمّيّين، أفرادى كه «مَحاسِن» و كتابهاى ديگر را نوشتهاند، همه أهل دقّت بودهاند. بِالاخَصّ قُمّيّين كه در ضبط أحاديث و در عمل به قول أئمّه عليهمُ السّلام بسيار دقّت داشتند. و اگر بنا بود كه تمام اين أخبار را ردّ كنند، ديگر چيزى در دست باقى نمىماند.
اين أخبارى كه ما درباره دعا داريم، در «بَلَدُ الامِين» و «مِصباح» كَفْعَمىّ و «إقبال» سيّد و «مِصباحُ الْمُتَهَجِّد» شيخ طوسى، كه تمام علماء ما به اين كتابها عمل مىكنند و دعاها و زيارتهايش را مىخوانند، اگر شما بخواهيد صحيحش