ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٢٦
نكنم؟! مىگويد: آرى انجام بده! زيرا زندگيمان سر و سامانى پيدا ميكند؛ چنين و چنان مىشود؛ در اين صورت تو كارمند مىشوى و شخصيّتى هم پيدا مىكنى!
يا اينكه خانه شما خراب شده، ميخواهيد تجديد بنا كنيد، مىگويند: برو از بانك پول بگير. شما هم ميرويد با زنتان مشورت مىكنيد، او مىگويد: اين كار لازم است؛ حتماً برو و پول بگير! قرضش را هم بتدريج أدا مىكنى و چنين و چنان، و أمثال اينها.
يا اينكه مرد را به فلان مؤسّسه دعوت نمودند؛ مؤسّسه هم جائى است كه طبعاً أفرادى كه در آنجا شركت مىكنند، كم كم رشد ميكنند؛ حقِّ حساب و رشوهاى به آنها داده ميشود؛ و أمثال اينها. و شما متحيّر هستيد و نميدانيد كه: آيا اين كار را بكنيد يا نه؟
در مثل اين مسائل مىفرمايد: شَاوِرُوا النِّسَآءَ وَ خَالِفُوهُنَّ. «با زنان مشورت كنيد و خلافش را عمل نمائيد.» چون زن إحساسى است؛ و طبعاً آن رأيى كه ميدهد بر أساس طبع إحساسى اوست، و تو خلاف آنرا انجام بده تا به حقّ برسى! پس در اين موارد، زن هر چه گفت خلاف آنرا بجا بياوريد. و مراد از مخالفت هم، داد و بيداد و دَعوا و نزاع نيست، بلكه منظور اينست كه بعد از اينكه رأى او را بدست آوردى، عملًا خلاف آن رفتار كن و به دنبال كار خود برو.
و اين يك أماره و طريقى براى كشف واقع است. چون دائره محدوده أفكار زن در جمال و إحساس است، و دائره تفكّرات مرد عقل و أصالت است؛ آنجائى كه شكّ داريد و نميدانيد: اينكار شما بر أساس إحساس است يا عقل؟ با او مشورت كنيد و از اين جهت كه او خود را بطرف إحساس ميبرد و نظر ميدهد، خِلافًا لِرَأْيِهَا وَ إيصَالًا إلَى ذِرْوَةِ الْحَقِّ، وَ مِعْرَاجًا عَلَى سُلَّمِ الْوَاقِعيَّةِ، وَ تَوَصُّلا إلَى الْحَقِيقَةِ عمل نموده، و مخالفت با او بكنيد، تا بر أساس عقلانيّت و متانت و أصالت خود رسيده باشيد. اين است معنى: شَاوِرُوا النِّسَآءَ وَ