ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٢٣
يَشْعُرْنَ.
أمّا شما كه مرد هستيد بايد آنها را در محيط مصونيّت و عصمت نگهدارى كنيد. و به هيچ وجه مِنَ الوُجوه، در اين امور بر آنها تنازل ننمائيد.
اينك شما ببينيد در اين جمهورى إسلامى كه بيش از ده سال از عمر آن مىگذرد، هنوز نمىشود كه فقط با تلطُّف و مهربانى به زنان بگويند: خانم حجابت را حفظ كن و خود را از نامَحرم پوشانده و مُويت را نشان نده! زيرا، در صورت عدم تلقّى به قبول، حتماً بايد آنها را با قوّه جبريّه و قهريّه تأديب كرد. زنها را بايد شلّاق زد، تعزير نمود تا اينكه طبق سنّت إلهى با حجاب باشند. و إلّا اگر از اين خانم تقاضا كنيم كه بدن را در پوشش كامل قرار دهيد و حجاب داشته باشيد، او تقاضاى ما را قبول نمىكند؛ و طبق تقاضاى باطنى خودش عمل مىنمايد.
حال اگر شما در اين امور، با زن مشورت كنيد، صد در صد رأى او بر طبق إحساسات و خود آرائى و جمال آرائى و نشان دادن خود اوست. او هيچگاه در اين مشورتها و نشستها و سمينارها، طبق آراء عقلانيّه مردان رأى نميدهد؛ بلكه بر طبق إحساسات و عواطف خود رأى ميدهد؛ و اين همان مسأله فساد است. و در اينجا حتماً بايد مخالفت كرد. مخالفت با نفس أمّاره و شيطان درون؛ و با شيطان برون.
يا مثلًا الآن درب منزل را ميزنند؛ برادر زنِ إنسان با زوجهاش، يا برادر إنسان با عيالش مىآيد؛ در يك اطاق، زن و مرد با همديگر مىنشينند؛ اختلاط مىكنند- كما اينكه امروزه طبق آداب كفر مرسوم است- در حاليكه اين زن با آن مرد، نامحرم و آن هم با اين نامحرم است. بعد هم سر يك سفره مىنشينند، غذا ميخورند، دستها بطرف سفره دراز مىشود، زينتها معلوم ميگردد، سر و گردن نشان داده مىشود. با يكديگر كلام و گفتگو داشته و مىخندند و غذا مىخورند، هر كدام به ديگرى تعارف مىكنند؛ و مىگويند: عيبى ندارد! زيرا