ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢١٣
كداميك از آن دو فتوى را بيشتر مورد عمل خود قرار ميدهند، بايد آن را رها نمود، و آن خبرى را كه كمتر به مضمونِ آن عمل مىكنند أخذ كرد
». قُلْتُ: فَإنْ وَافَقَ حُكَّامَهُمْ وَ قُضَاتَهُمُ الْخَبَرَانِ جَمِيعًا؟
«عرض كردم كه: اگر قُضات و حكّام آنها يكسان به هر دو خبر توجّه دارند، و أميَل نسبت به حكمى دون حكم ديگر نيستند- زيرا ممكن است أخبار عامّه موافق با واقع باشند، و به صِرفِ انتساب خبرى به آنان نمىتوان آن را مردود دانست؛ از قضا در اين مسأله، هم اين دسته و هم آن دسته هر دو يكسان نسبت به اين دو خبر تمايل داشتند و يكى تفاضلى بر ديگرى نداشت- در اين صورت چه كنيم
»!؟ قَالَ: إذَا كَانَ كَذَلِكَ فَأَرْجِهْ حَتَّى تَلْقَى إمَامَك، فَإنَّ الْوُقُوفَ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ خَيْرٌ مِنَ الاقْتِحَامِ فِى الْهَلَكَاتِ.
«حضرت فرمودند: دست نگاهدار! و عمل را به تأخير بيانداز تا اينكه إمامت را ملاقات كنى؛ و از او سؤال نمائى. زيرا كه: وُقُوفِ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ خَيْرٌ مِنَ الاقْتِحَامِ فِى الْهَلَكَاتِ.
إنسان در مورد مشكوك و شُبهه ناك، بايد توقّف كند و بهتر از اينست كه عَلَى الْعَمْيآء و در حال نابينائى و بدون علم اقتحام كند، و خود را در هَلَكات داخل نمايد.
اين بود روايتى كه صدوق در باب قَضاء در «مَن لا يَحْضُرُهُ الفَقِيه» آورده و مطلب در همين جا تمام شده است، و واقعاً خيلى خيلى روايت شايسته و بايسته و پر معنى، و پر محتوائى است.
پنج و يا هفت مرتبه مراتب تدريجيّه، در تعيّن أخذ حكم در ولايت فقيه
در اين روايت، پنج نوبت- غير از آن قسمت أوّل و آخر كه با آنها هفت درجه ميشود- حضرت از أمارهاى به أماره ديگر منتقل ميشوند؛ چون راههائى كه در اين روايت نشان داده شده است، تماماً أماره براى وصول به واقع هستند.
راوى سؤال ميكند كه: اين دو نفر با هم در دَيْن يا ميراث نزاع دارند، أماره