ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٧١
كافرين، و از اين گذشته در همين سنّتى كه در گفتارِ خود، شما را بدان خبر داده است. و خداوند عزيز است كه مغلوب نيست، و حكيم است كه در أحكام متقنه خود طريق لغو را نمىپيمايد.
تا اينكه در ضمن بحث روائى مىفرمايد: در «مجمع البيان» گويد: عُبَيْده سَلمانىّروايت كرده است كه: رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به أصحابش در روز بَدر درباره اسارى فرمود: إن شِئْتُمْ قَتَلْتُمُوهُمْ؛ وَ إن شِئْتُمْ فَادَيْتُمُوهُمْ؛ وَ اسْتُشْهِدَ مِنْكُمْ بِعَدَّتِهِمْ. وَ كَانَتِ الاسَارَى سَبْعِين. «اگر ميخواهيد آنان را ميكشيد؛ و اگر ميخواهيد فديه ميگيريد؛ أمّا به تعداد آنها از شما شهيد خواهند شد.» و أسيران هفتاد نفر بودند.
آنها گفتند: ما فديه ميگيريم؛ و با آن متمتّع خواهيم شد؛ و بر دشمنانمان قوّت و نيرو مىيابيم؛ و به تعداد آنها از ما هم كشته شود ضررى ندارد.
عبيده ميگويد: طَلَبُوا الْخِيَرَتَيْنِ كِلْتَيْهِمَا. «آنان طلب كردند هر دو أمر پسنديده را.»[١] فديه كه با آن تقويت شوند، و شهادت به تعدادشان را؛ بنابراين، از ايشان در جنگ احُد هفتاد نفر كشته شد.
و در كتاب علىّ بن إبراهيم آمده است كه: چون رسول أكرم صلَّى الله عليه و آله نَضر بن حَارثو عُقْبَة بن أبى مُعَيطرا كشتند، أنصار ترسيدند كه تمام أسيران را بكشد. گفتند: اى رسول خدا! ما هفتاد نفر از قوم و خويشاوندان تو را كشتهايم؛ و آنان طائفه و قبيله واسرَة تو بودهاند؛ آيا تو ميخواهى ريشه آنان را بر كنى؟! اى رسول خدا، از ايشان فدا بگير! و اين در حالى بود كه آنچه را كه از غنائم در لشكر قريش يافته بودند أخذ كرده بودند. چون اين مطلب را از رسول خدا خواستند، و چنين تقاضائى نمودند، اين آيات فرود آمد: ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى ... الآيات. بدين جهت رسول خدا اسرا را برايشان آزاد كرد
[١] -. علّامه در تعليقه فرمودهاند: عتاب پروردگار:\i تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا\E، سخن عبيده را خطا ميداند.« الميزان» ج ٩، ص ١٤١.