ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٦٥
هم اگر بود تصديق مىنمود، و مىگفت: چه إشكال دارد، ما مردم را دعوت به توحيد كنيم، و بعد هم براى پيشرفت كار و براى اينكه إسلام به هدف خود نزديك شود، اين دو پيشنهاد را بپذيريم؛ و تا زمانى كه إسلام رشد پيدا ننموده و قدرتى به هم نرسانيده است، با استمالت از مشركين و پذيرفتنِ موقّتِ اين دو شرط، راه را براى أهدافِ أهمّ هموار نمائيم؛ و پس از استيلا إسلام بر شرك و نيرو يافتنِ أركانِ توحيد، به روشِ پسنديده مبادرت بنمائيم؟
اين دو تقاضائى بود كه آنان از پيامبر نمودند. و اين آيه هم نمىگويد كه به آنها وعده دادى و قبول كردى؛ لَقَدْ كِدتَّ، نزديك بود: تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلا، يك مقدار كمى به آنها متوجّه شوى و رُكون پيدا كنى؛ و اگر ما تو را نگه نمىداشتيم و كمى به آنها نزديك مىشدى، ما به سختى تو را به عذاب خود گرفتار مىنموديم؛ و در حال زندگى و پس از مرگ، دو برابرِ عذابى را كه بايد به ديگران بدهيم، يا به أنبياى ديگر بدهيم، به تو مىداديم. بايد توجّه نمود كه مسأله از چه قرار است؟!
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكِيلًا[١]
«و اگر ما بخواهيم آنچه را كه به تو وحى كرديم، همه را بيرون كشيده و مىبَريم؛ و هيچ وحْيِى به تو نمىفرستيم و آنچه را هم كه بسوى تو فرستادهايم، همه را از بين مىبريم؛ آنوقت تو در مقابل، چه كار خواهى كرد؟! كدام مدافعى را در قبال ما خواهى داشت كه بتواند از تو دفاع كند و حقّ تو را بگيرد؟!»
وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ[٢]
«هيچ پيغمبرى شأن و رَويّه و كارش اينطور نيست كه در كار خود غِلّ و غِشّى داشته باشد. (غُلول، يعنى باطل را حقّ جلوه دادن، حقّ را به باطل جلوه
[١] - آيه ٨٦، از سوره ١٧: الإسرآء
[٢] - آيه ١٦١، از سوره ٣: ءَال عمران