ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٦٠
در اين هنگام اين آيه نازل شد: لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ[١] «تو بهيچ وجه صاحب اختيار آنها نيستى؛ خداست كه اگر بخواهد از آنان مىگذرد، و اگر بخواهد عذاب مىكند؛ زيرا كه ايشان ظالمانند.»[٢]
پيغمبر از باب تعجّب مىگويد: كَيْفَ يُفْلِحُ قَوْمٌ فَعَلُوا هَذَا بِنَبِيِّهِمْ، خداوند فوراً پيغمبر را مورد مؤاخذه قرار مىدهد كه أمر بدست تو نيست؛ بلكه به اختيار پروردگار است.
در اينجاست كه عظمت ذات أقدسِ أحديّت هر چه بيشتر نمودار مىشود و مقام عزّتش ظاهر گرديده، حتّى يك خواهش پيغمبر را هم مىگيرد. من خدا هستم، اگر بخواهم مىتوانم هدايت كنم؛ به عنوانِ «كَيْفَ» هم نگو: چگونه به فلاح مىرسند قومى كه با پيامبرشان اينچنين رفتار مىكنند
!؟ اللَهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّد
[١] - آيه ١٢٨، از سوره ٣: ءَال عمران
[٢] -« شرح نهج البلاغة» ج ١٥، ص ٤؛ و نيز ابن هشام در« سيره» ج ٣، ص ٥٩٧؛ و ميرخواند در« روضة الصّفا» طبع سنگى، ج ٢؛ و طبرى در« تاريخ» خود، طبع دار المعارف مصر، ج ٢، ص ٥١٥ آورده است.