ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٤٣
وقتى كه أمير المؤمنين عليه السّلام به آنجا رفتند، و او ديد أمير المؤمنين از دور بسوى او مىآيند و قصد قتل او را دارند، خود را عريان كرد تا اينكه به علىّ عليه السّلام نشان دهد كه او أجَبّ است؛ و أصلًا هيچ ندارد. لَا شَىْءَ مَعَهُ مِمَّا يَكُونُ مَعَ الرِّجَالِ. از آلت رجوليّت در او هيچ نيست. أمير المؤمنين عليه السّلام از اين كار دست برداشتند.
و همچنين ابن شهرآشوب[١] از أبو نُعَيم إصفهانى در «حلية الاوليآء» در خبرى با إسناد خود از محمّد بن إسحق مىگويد: إنَّهُ كَانَ ابْنُ عَمٍّ لَهَا يَزُورُهَا فَأَنْفَذَ عَلِيًّا لِيَقْتُلَهُ.
ماريه پسر عموئى داشت كه بعضى أوقات به ملاقات او مىرفت. رسول خدا، صلَّى الله عليه و آله و سلَّم، علىّ را فرستاد تا اينكه او را بكشد. قَالَ: فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَهِ! أَكُونُ فِى أَمْرِكَ إذَا أَرْسَلْتَنِى كَالسَّبَكَة[٢] الْمُحْمَاةِ؟!- وَ فِى رِوَايَةٍ: كَالْمِسْمَارِ الْمُحْمَى فِى الْوَبَرِ- وَ لَا يَثْنِينِى شَىْءٌ حَتَّى أَمْضِىَ لِمَا أَرْسَلْتَنِى بِهِ؟! وَ الشَّاهِدُ يَرَى مَا لَا يَرَى الْغَآئِبُ!
أمير المؤمنين عليه السّلام عرض كردند: يا رسولَ الله! در اين مأموريّتى كه به من محوَّل نمودهايد چگونه باشم؟ آيا مثل آهن گداخته كه با آن زمين را شيار مىكنند بروم و كار را انجام بدهم؟ يا مانند ميخ داغ شدهاى كه در كُرك فرو مىرود و كارش را انجام مىدهد؛ بدون تأمّل، فرمان شما را إطاعت كنم؛ و هيچ چيز مرا از آن مقصد برنگرداند؟! يا اينكه اين مأموريت را با تحقيق و تفحّص به انجام برسانم؟ وَ الشَّاهِدُ يَرَى مَا لَا يَرَى الْغَآئِبُ! در حاليكه آنچه را كه شاهد
[١] - مناقب» طبع مطبعه علميّه قم، ج ٢، ص ٢٢٥
[٢] - در معاجم لغت، چنين لغتى را نيافتيم. آرى، لغت سَبِيكة بر وزن شريفه آمده است، و آن عبارت است از: قطعهاى از نقره و مانند آن كه آنرا ذوب نمايند و در قالب بريزند و جمع آن سبآئك است. و حقير را گمان چنان است كه صحيح لفظ سِكّة بوده است. و آن عبارت است از: آهنى كه بگاوآهن مىبندند و با آن زمين را شخم ميزنند.