ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٤٢
أمير المؤمنين عليه السّلام ديدند كه أصلًا او مرد نيست؛ و حتّى خَصِىّ هم نيست. (خَصىّ كسى است كه آلت رجوليّت داشته باشد ولى بيضه هايش را كوفته باشند) بلكه او أجَبّ و أمسَح است. يعنى بطور مادر زاد از آلت رجوليّت هيچ ندارد: مَالَهُ مِمَّا لِلرَّجُلِ قَلِيلٌ وَ لَا كَثِيرٌ.
أمير المؤمنين عليه السّلام شمشير را در غلاف كردند و به خدمت رسول خدا صَلَّى الله عليه و آله و سلَّم باز گشتند و قضيّه را بيان كردند. و حضرت رسول صَلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى يَصْرِفُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ الامْتِحَانَ. «حمد، اختصاص به پروردگارى دارد كه اين امتحان و فتنه را از ما أهل البيت برگرداند.»
ما اين روايت را طبق آنچه كه مرحوم عالم بزرگوار و فقيه عاليمقدار و مَفْخَر إسلام، ابن شهرآشوب در «مناقب» نقل فرموده است، بيان نموده و روى آن بحث مىكنيم:
ابن شهرآشوب مىفرمايد:[١]. تاريخىّ در تاريخ خود، و أبو نُعَيْم إصفهانى در «حِلْيَةُ الاوْلِيآء» از محمّد بن حَنَفِيَّه روايت مىكنند كه: إنَّ الَّذِى قُذِفَتْ بِهِ مَارِيَةُ وِ هُوَ خَصِىٌّ، اسْمُهُ مَابُورُ؛ وَ كَانَ الْمُقَوْقِسُ أَهْدَاهُ مَعَ الجَارِيَتَيْنِ إلَى النَّبِىِّ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ.
آن كسى كه ماريه متّهم به زناى با او شد و او خَصىّ بود، اسم او مابور بوده است و او همان كسى است كه مقوقس او را با آن دو كنيز بسوى پيغمبر به رسم هَديّه و تحفه فرستاده بود. فَبَعَثَ النَّبِىُّ عَلِيًّا عَلَيْهِ السَّلامُ وَ أَمَرَهُ بِقَتْلِه. رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم، أمير المؤمنين عليه السّلام را فرستادند و گفتند: برو و مابور را بكش! فَلَمَّا رَأَى عَلِيًّا وَ مَا يُرِيدُ بِهِ، تَكَشَّفَ حَتَّى بَيَّنَ لِعَلَىٍّ أَنَّهُ أَجَبُّ، لَا شَىْءَ مَعَهُ مِمَّا يَكُونُ مَعَ الرِّجَالِ؛ فَكَفَّ عَنْهُ عَلَيْهِ السَّلامُ.
[١] -« مناقب» طبع مطبعه علميّه قم، ج ٢، ص ٢٢٥