ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٢٩
: و ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ* ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَوالِيكُمْ[١]
«خداوند، پسر خواندههاى شما را پسرانتان قرار نداده است؛ اين سخنى است كه خود شما بر زبانتان راندهايد و جعل كردهايد. و خداوند، حقّ مىگويد و به راه راست هدايت مىكند. پسر خواندگان را به پدران خودشان نسبت دهيد. اين به راستى و درستى، بيشتر نزديك است در نزد خداوند. و اگر شما پدرانى را براى آنها نمىشناسيد، مسلّماً برادران دينى شما هستند، و از دوستان و محبّين شما مىباشند.»
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم، مىخواهد اين حكم را إجراء كند؛ ولى از مردمى كه تازه به إسلام گرويدهاند مىترسد كه مبادا استيحاش كنند، و زير بار نروند، و از دين برگردند و بگويند: اين محمّد، شريعتى را آورده است كه- عياذاً بالله- مانند مجوس، نكاح محارم را ترويج مىكند! فلهذا خوف و ترس رسول الله از مردم به جهت نگهدارى دين و براى خدا بوده است، وليكن خدا به او أمر ميكند كه: بدين خوف اعتنا نكن و از من بترس و اين أمر را اجرا كن!
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در هنگام نزول أحكام شديد، كه مردم در بْدو أمر تحمّل آنرا نداشتند، آن حكم را أوّل درباره خود و أقوام و نزديكان خود إجراء مىفرمود و عمل مىكرد؛ تا مردم بدانند كه: رسول الله خود، با نفس نفيس خويش در معرض اين حكم قرار گرفته و درباره خود إجراء كرده است. و بنابراين، استيحاش و نگرانى از بين برود، و يا لا أقلّ تخفيف پيدا كند
[١] -. ذيل آيه ٤ و صدر آيه ٥، از سوره ٣٣: الاحزاب