ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٢٤
زيارت حضرت إمام رضا عليه السّلام؛ ولى طريقتان، اين طريقى است كه من معيّن مىكنم؛ و از هيچ طريق ديگرى نبايد برويد؛ زيرا من مىدانم اين طريق، طريق مستوى و روشن و بدون خطر و مستقيم است؛ و أمّا در طُرقِ ديگر خطر وجود دارد. مثلًا ممكن است در يك طريق، بيمارستان وبائيها باشد؛ و اگر شما از آنجا بخواهيد عبور كنيد وَبا مىگيريد؛ و در يك طريق ديگر چاه سرپوشيدهاى است، اگر برويد در آن چاه سقوط مىكنيد؛ در طريق ديگر أفرادى هستند كه مىخواهند شما را فَتْك و ترور كنند. و همچنين در سائر طرق.
يا يك طريق ديگرى هست كه بسيار دور است. و شما و لو اينكه با اين خطرات هم مواجه نباشيد، بايد عمرتان را بگذرانيد تا به مقصد برسيد. و أمّا اگر طريق، منحصر در اين مسير شد، حتماً بايد إنسان آنرا برگزيند. چون نه تنها در آن احتمال ضرر نمىرود، بلكه منفعتش از بقيّه طرق افزون خواهد بود.
حاكم شرع نمىتواند در ميان مردم، به غير از كتاب خدا و سنّت پيغمبر حكم كند؛ و لو اينكه علم به واقع هم داشته باشد. مثلًا بواسطه اتّصال با بعضى از أفرادى كه با جنّ و بعضى از أرواح، رابطه دارند اطّلاع بر أخبار صحيحه پيدا كند. و بطور كلّىّ، اتّصال با اينها براى إنسان تاريكى و ظلمت مىآورد؛ و اين خود نشانه نادرستى طريق است. و شرع مطهّر از اين طريق جلوگيرى نموده است.
حاكم شرع نمىتواند بر أساس خواب ديدن، و لو اينكه صحيح هم باشد، يا بواسطه مكاشفه و ادّعاى اتّصال به عالم غيب برمردم حكم براند؛ قول او پذيرفته نيست.
علم حاكم شرع مختصّ خود اوست؛ و در ميان مردم بايد بر أساس قواعد و قوانين و بيّنه و يمين حكم كند. سيره پيغمبر به همين نحوه بوده است؛ و تا زمان ظهور إمام زمان عجّل الله فرجه الشّريف همينطور خواهد بود.