ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠٤
عبد الله بن ابَىّ حدّ جارى كند[١] يعنى ممكن است موقعيّت يك نفر طورى باشد كه إنسان نتواند كارى بكند. طرف به اندازهاى قوىّ است، و سر و صدا و بازار داغ دارد، و أفرادى زير دستش هستند كه يك مرتبه أوضاع را منقلب مىكنند؛ مدينه را منقلب مىكنند.
اين عبد الله بن ابَىّ، همان كسى است كه هنگاميكه پيامبر براى جنگ با بنى المصطلق از مدينه بيرون رفته بودند، چنين گفت: اگر اينها به مدينه برگردند، لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَ[٢] «ما كه أفراد عزيز و مقتدرى هستيم، مسلمانها و رسول خدا را كه مردمان ذليلى هستند و زير دست ما قرار دارند، از مدينه بيرون مىريزيم.»
عبد الله ابن ابَىّ چنين منافقى بود كه حتّى پيغمبر در اينجا نمىتواند حدّ خدا را بر او جارى كند؛ گرچه رسول خدا نمىخواست حتّى يك حدّ خدا هم تعطيل شود.
آيه قرآن در رَدْع رسول خدا: وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ
پيغمبر در جنگ احُد، آن جنگ عجيب و غريب، كه براى مسلمين اتّفاق افتاد و در آن، حضرتِ حمزه را كشتند و مُثلِه كردند، وقتى آمدند و چشمشان به جَسد حضرت حمزه افتاد، كه مُثلِه شده بود (شكمش را پاره كرده بودند، أمعاء و أحشائش را بيرون آورده بودند، گوش و بينىاش را بريده بودند، و در بعضى از روايات عامّه داريم مَذاكيرش را بريده بودند) با آن وضع خيلى عجيب كه در روايت واقِدىّ دارد: وَ رَأَى رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ مَثْلا شَدِيدًا. «ديدند كه به قِسم خيلى بدى، حضرت حمزه را مُثله كردهاند.» فَأَحْزَنَهُ ذَلِكَ المَثْل. «اين منظره پيغمبر را در غم و اندوه عميقى فرو برد
». ثُمَّ قَالَ: لَئِنْ ظَفَرْتُ بِقُرَيْشٍ لَامَثِّلَنَّ بِثَلاثِينَ مِنْهُمْ. سپس فرمود: «اگر دست من به قريش برسد، و من ظفر پيدا كنم، سى نفر از آنها را به جزاى اين
[١] - شرح روضه كافى» ملّا صالح مازندرانى، ج ١١، ص ٢٨١
[٢] - قسمتى از آيه ٨، از سوره ٦٣: المنافقون