ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠١
«صفات الشّيعة» مرحوم صدوق نقل مىكند؛ وليكن در سند مجلسى إشكالى است و آن اينكه نام دو نفر ساقط شده، يكى محمّد بن موسى بن متوكّل، زيرا سند صدوق از طريق محمّد بن موسى بن متوكّل به حِمْيَرىّ متّصل مىشود؛ و ديگرى أحمد بن محمّد بن علىّ كه حميرىّ از او نقل مىكند. و على كلِّ تقدير اين روايت در كتب عامّه و خاصّه موجود است.
همچنين شيخ مفيد رحمة الله عليه در «إرشاد» مىفرمايد: چون رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم إحساس مرگ نمود، دست علىّ را گرفت و در حاليكه جماعتى از مردم بدنبال او بودند متوجّه بقيع شد؛ در اين هنگام رسول خدا به همراهانش چنين فرمود: من مأمور شدهام براى مردگان بقيع استغفار كنم. مردم با پيغمبر آمدند تا در ميان قبور بقيع رسيدند. پيغمبر فرمود:
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَآ أَهْلَ الْقُبُورِ لِيُهَنِّئْكُمْ مَآ أَصْبَحْتُمْ فِيهِ مِمَّا فِيهِ النَّاسُ، أَقْبَلَتِ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَيْلِ الْمُظْلِمِ، يَتْبِعُ أَوَّلَهَا ءَاخِرُهَا.
«سلام بر شما اى خفتگان در ميان قبرها، گوارا باد بر شما آن سعادت و نجاتى كه با آن از دنيا رفتيد. و به فساد و فتنه امروز مبتلا نشديد. فتنهها همانند پارههاى سياه شب ظلمانى روى آورده است، كه آخرين آنها به دنبال و پيرو أوّلين آنهاست.»
پس از آن رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم براى أهل بقيع استغفار و طلب غفرانِ طولانى فرمود و روى به أمير المؤمنين عليه السّلام كرده و گفت: جبرائيل در هر سال قرآن را يك بار بر من عرضه مىداشت ولى امسال دوبار عرضه داشته است. و من مَحمِلى براى آن نمىيابم مگر رسيدن أجَل و مردنم. سپس فرمود: اى علىّ! مرا مخيّر گردانيدند ميان خزائن دنيا و جاودان زيستن در آن، و ميان بهشت؛ و من لقا پروردگار و بهشت را اختيار نمودم، چون مرگ من فرا رسيد، مرا غسل بده و عورت مرا بپوشان؛ زيرا اگر كسى چشمش بدان افتد كور مىشود!