حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٢٤
انهدام آن سازمان، فاصلهاى بس روشن دارد. سوگمندانه بايستى گفت كسانى كه استغناى از نظام روحانت را شرط روشنفكرى دينى برشمردهاند[١]، راه صوابى نپيمودهاند. همانگونه كه روشنفكرى غير دينى از ستيز با روحانيت، به فرجامى خوشايند نرسيد، بلكه داعيان آن يا در غرقاب غرب گرفتار آمدند و يا در افسون بلوك شرق، عمر خويش را به تباهى گذراندند، روشنفكرى دينى نيز در استغناى از روحانيت، طرفى نخواهد بست. نسل جوان را كه كاستىهايى از نظام و روحانيت مىبيند، نبايستى در سراب جديدى افكند و آنان را با دعوى راهى نو، به مسيرى آورد كه جز به همريزى وحدت ملى، سرنوشت و پايانى نخواهد داشت.
اين تذكار همدلانه، نبايستى سوء تفسير شود و همگامى باريكى از دو موج مهاجم به حساب آيد.
ما و همفكران ما در حوزههاى دينى، با هر نوع تصفيه حساب- چه از نوع سياسى آن و چه شكل فكرى و فرهنگى آن، كه البته پيچيدهتر و ظريفتر است- سر سازگارى نداريم. بنابراين مخاطبان پيام پيشين، سزا نيست كه اين دعوت را، چون دعاوى ديگر بنگرند و بىتأملى، آن را به كنارى نهند، انتظار آن مىرود كه نسل بيدار دل و منصف روشنفكرى دينى، چونان گذشته، راه درست را در ارزيابى واقعبينانه نهادهاى اجتماعى و از جمله حوزه و روحانيت بيابد. آثار نافع و بهرهمند و بركتزاى اين نهاد را بشناسد، و نقش آن را در روند احيا و اصلاح مذهبى و عزت مسلمانان ارج نهد، و نسل ناآشناى تحصيل كرده را به اين نكات واقف كند. بايد باور داشت كه نسل
[١] - مجله« كيان»، شماره ١١، فروردين و ارديبهشت ٧٢، ص ٦، مصاحبه با مهندس بازرگان.