حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٨
و منزلت امام، به سان آفتاب عالمتاب مىدرخشد. بر ما باد كه از فروغ آن نكاهيم و قدر آن همت را، پاس داريم.
و اين نوشتار، در سالگشت رحلت آن مرجع فرزانه و در سرفصل مقالههايى درباره مرجعيت و اجتهاد عرضه مىشود. به اين اميد كه در طرح نظريات حضرتش، توفيق يابد و روزنهاى را به آن منظر بگشايد.
خدمات مرجعيت
امام، ريشه در اعماق حوزه داشت. شاخه نورسته نبود تا از گذشتهاش، بگسلد، امواج سهمناك نوآورى، او را به دامن بگيرد و در غراقب انكار سنت، گرفتارش سازد. او، يك قرن تلاش پيگير مرجعيت شيعه را در برابر «مدرنيسم وابسته» با ديدگان بصير خويش ديده بود. سختكوشى مراجع شيعه را در برابر حذف باورهاى دينى، مشاهده كرده بود. پايدارى و استوارى اجسام نحيف، اما مقاوم آنان را در برابر جبهه زورگويان و قلدران، از نزديك ديده بود.
با اين باور، امام هتاكى و پردهدرى در برابر ميراث مرجعيت را، پس ناروا شمرد. آن را از سرنا آگاهى و يا القائات استعمارگران، دانست. بارها و بارها از تندروىهاى ناآگاهانه يا مغرضانه، برآشفت،. بر مخاطبانى كه برگذشته، چشم فروبستهاند، يادها و نامهاى تابناك و جاودان را يادآور شد و ارج آنان را برشمرد.
امام، چه در برابر رژيم شاه و چه در برابر روشنفكرنمايانى كه در آغازينه ايام انقلاب، مىكوشيدند نقش مرجعيت و روحانيت را از يادها ببرند و از