حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٣٠
گروهى اين سخن را مطرح كردند كه حكومت و رهبرى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در روزگار نخستين اسلام، ربطى به رسالت ودعوت دينى نداشت. پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از جهت بشرى و بهعنوان يك انسان برگزيده مردم به امر حكومت پرداخت، نه به عنون پيامبر و اداى وظيفه دينى. حكومت، سمت الهى آن حضرت نبود، بلكه اين سمت از جانب مسلمانان به ايشان واگذار شد. بدين جهت حكومت پيامبر در مدينه امر دينى به شمار نمىآيد و وظيفهاى بر عهده دينداران نمىگذارد.
اساس اين سخن، نظريه جدايى دين و سياست است و در حقيقت، براى كامل شدن توجيه سكولاريسم دينى ابراز شده است. طرفداران اين رأى، به آياتى از قرآن استدلال مىكنند مانند:
إنّما أنت منذر و لكلّ قوم هاد؛[١] حقيقت آن است كه تو بيمدهندهاى و هر قومى هدايتگرى دارد.
فإنّما عليك البلاغ و علينا الحساب؛[٢] بر تو جز پيام رساندن نيست و حسابرسى بر عهده ماست.
فذكّر إنّما أنت مذكّر* لست عليهم بمصيطر؛[٣] پس پند ده كه تو جز پنددهندهاى نيستى. تو بر آنان سيطره ندارى.
اين گروه، با استناد و تمسك به اينگونه آيات، ادعا مىكنند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله تنها عهدهدار رسالت تبليغى بوده و از سوى خداوند، هيچگونه وظيفه اجرايى
[١] - رعد، آيه ٧.
[٢] - رعد، آيه ٤٠.
[٣] - غاشيه، آيات ٢١- ٢٢.