حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٢٦
به راستى در كدام سازمان اجتماعى و مذهبى، سراغ داريد كه افراد، بدون هيچگوه ضابطه و ملاك، بالاترين مقام را مدعى شوند و اين دعوى را نشر دهند و با هيچ محاسبه و معاقبهاى روبهرو نباشند. براى دريافت اجازه يك حرفه و پيشه معمولى، حساب و كتابى در كار است و محاسباتى انجام مىيابد، اما دعوى مرجعيت، به سادگى بساط پهن كردن در كوچه و خيابان شده است! و شايد آسانتر كه در آن جاگاه و بىگاه، شهردارى هست و سدّ معبرى! و در اينجا ....
گروهى مدعىاند اشخاص نالايق، در وجدان امت شيعى رسوا خواهند شد، بنابراين جاى افسوس و دريغ نيست. اين سخن، آميختهاى از حق و باطل است. گرچه مرجعيت شيعى در طول تاريخ، از حمايتهاى پنهانى غيبى بهرهمند بوده و وجدان جامعه شيعى را به سوى انتخاب اعلم و اصلح كشانده است، اما در اين ميان افرادى كه در دام مدعيان دروغين مرجعيت افتادهاند نيز اندك نبودهاند. سرمايهها و امكانات حوزوى كه صرف مقاصد اين گروه شده، خرد و كوچك نبوده است. مهمتر آن كه اين گونه دعوى به پرورش و گسترش جمعى بىخاصيت در حوزهها انجاميد كه در گرداگرد اين مدعيان، نان روز مىخوردند و شكار دين مىكردند.
تأكيد حضرت امام بر مسئوليت مقام مرجعيت، برخاسته از باورى بود كه بدان اشارت شد. ايشان حوزه وظايف مقام مرجعيت را والاتر از آن مىدانستند كه بازگويه احكام طهارت و نجاست اكتفا كند. از آن جمله فرموده:
علماى اسلام با همه زحمتهايى كه مىكشند، با همه رنجهايى كه مىبرند، لكن مسئوليتشان زيادتر از اين معانى است. خداى تبارك و تعالى به آنها