حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٤٩
مصلحت نظاماز ديدگاه امام خمينى رحمه اللّه
مصلحت نظام از ديدگه امام خمينى رحمه اللّه
محمد صادق مزينانى
مصلحت، از گزارههاى كليدى و مهمى است كه پس از انقلاب اسلامى، از آن بسيار سخن رفته، اما افسوس، با اين كه دو دهه از انقلاب اسلامى را پشت سرگذاشتهايم، آنگونه كه شايد و بايد، صاحبنظران و دانشوران ژرفانديش و نكتهبين، به زواياى آن نپرداختهاند.
ازا ين روى، هر از چندگاه شاهد اظهار نظرهاى نادرست و ابهامانگيز از سوى ناآشنايان به گستره مفهوم، محتوا و كارگشايى اين گزاره هستيم:
گروهى به كارگيرى عنصر «مصلحت» را از سوى حكومت اسلامى امرى ناپسند و «دين را فداى حاكميت نمودن» دانستهاند.[١]
[١] - مجلّه« كيان»، شماره ٢٨ ص ٥٨، مقاله:« آخرت و خدا، هدف بعثت انبيا». از آقاى مهدى بازرگان.
بازرگان، در واپسين سالهاى زندگانى، در يك سخنرانى، پس از آن كه هدف دين را آخرت و خدا مىداند، بر جدايى رسالت انبيا از سياست و اداره جامعه، تأكيد مىورزد و شعارهاى« دين براى دنيا» و يا« دين و دنيا با هم» را پديدآورنده يكسرى زبانها و انحرافها، از جمله: تبديل-- توحيد به شرك، انحراف از دين و از بين بردن اميد و ايمان مردم به دين و ... دانسته و گفته است:
« در جمهورى اسلامى خودمان نيز، ديديم كه شعار:« دين و دنيا، به صورت ادغام دين و سياست» و« سياست تابع روحانيت» كار را به جايى رساند كه گفتند: حكومت و بقاى نظام( يا به بيان ديگر بقاى قدرت و حاكميت) از اصالت و اولويت برخوردار بوده، اگر مصالح دولت و حفظ امت اقتضا نمايد، مىتوان اصول و قوانين شريعت را فداى حاكميت نمود و تا تعطيل توحيد پيش رفتند.»
بازرگان، پنداشته كه مصلحت نظام و امت، از مقولههايى است كه جمهورى اسلامى، آن را پديد آورده است. ما درا ين مقاله ثابت خواهيم كرد كه اين عنصر، ريشه در روايات و فقه شيعى دارد.