حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ١٠٥
قوانين اسلام تعطيلپذير يا منحصر و محدود به زمان يا مكانى است، بر خلاف ضروريات اعتقادى اسلام است.[١] اين سخن نشان مىدهد كه جدايى افكندن ميان جاودانگى پارهاى احكام و به فراموشى سپردن پارهاى ديگر، نادرست است. همه احكام اسلام جاودانهاند، همانگونه كه احكام فردى اسلام هميشه باقى و ماندگارند و مؤمنان بايد بدانها پايبند باشند، احكام و برنامههاى اجتماعى دين نيز پايدارند و هميشگى. به نظر امام، حضور دين در جامعه و جامه عمل پوشاندن به خواستهها و انتظارهاى سودبخش دين براى اجتماع، تفسيرى درست و واقعى از جاودانگى دين است:
حكمت آفريدگار بر اين تعلق گرفته كه مردم به طريقه عادلانه زندگى كنند و در حدود احكام الهى قدم بردارند. اين حكمت، هميشگى و از سنتهاى خداوند متعال و تغييرناپذير است.[٢] در باور امام، خداوند دو چيز از ما خواسته است:
١. زندگى اجتماعى خود را بر عدل استوار سازيم.
٢. آيينها و قانونهاى شريعت را در زندگى به كار بنديم. اين دو گزاره، دو خواسته اصلى و دو مؤلفه درجه اول دين است. شارع در هيچ زمانى راضى به ترك و واگذاشتن آن دو نيست.
در اينجا، اين پرسش پيش مىآيد كه آيا هرگونه مديريتى در جامعه مىتواند آن دو خواسته و هدف دين را عهدهدار گردد و در عمل به آنها پايبند
[١] - ولايت فقيه، ص ١٨- ١٩.
[٢] - همان، ص ٣١.