حكومت اسلامى در كوثر زلال انديشه امام خمينى (ره) - گروهى از نويسندگان - الصفحة ٢١٧
خواندن آن را بر كسى شرط كند اين نماز واجب نمىشود، بلكه بر مستحب بودن پيشين خود باقى است.
آنچه اين زمينه واجب است تنها وفاى به شرط است و معناى اين واجب بودن. بايستگى گزاردن نماز شب، به عنوان استحباب است. بنابراين متعلق وجوب، عنوانى است و متعلق استحباب، عنوانى ديگر. و سرايت كردن حكم عنوانى به عنوان ديگر، امرى است نامعقول. و مصداق خارجى كه مورد اجتماع هر دو عنوان است (يعنى نماز شبى كه به منظور وفاى به نذر يا شرط خوانده مىشود) مصداق ذاتى نماز شب و مصداق عرضى نذر است و نذر آن را متعلق حكم ديگرى قرار نمىدهد. در شرط نيز چنين است.
حكم ثانوى و موضوعشناسى
موضوعشناسى و بازشناسى نمونههاى خارجى براى عنوانهاى ثانوى، از آن جهت اهميت دارند كه اگر اين مرحله با دقت و ظرافت، و كارشناسى لازم همراه نباشد، چهبسا كار بر فقيه، مشتبه شود و از باب مثال، به جاى توجه به امر اهم و صدور حكم برابر آن، توجه مهم كند و بر آن تأكيد ورزد. يا به دليل نداشتن آگاهى ژرف از شرايط حاكم بر جامعه، نتواند به هنگام، امورى را كه حفظ نظام بر آنها بستگى دارد، بازشناسد.
اهميت اين كار در مورد حاكم اسلامى كه مقام امامت و هدايت سياسى و اجتماعى جامعه را بر دوش دارد، بيشتر احساس مىشود؛ چرا كه برابر اين مسئوليت، شناسايى گزارههاى آن دسته از احكام ثانوى كه به اداره جامعه و وظايف حكومتى مربوط مىشوند، در حيطه كار اوست.